عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

236

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

فرشته‌ايست كه او را نگهدارى مىكند همين كه دوران عمر او سر آمد آن دو فرشته از بين او و اجلش بيرون مى روند ( و او را با اجل به حال خود مى گذارند ) براستى كه اين اجل و دوران عمر خودش سپرى است كه ( انسان را از هر پيش آمد سوئى ) نگهدارنده است . 181 إنّ فضل القول على الفعل لهجنة و إنّ فضل الفعل على القول لجمال و زينة براستى كه افزايش دادن گفتار را بر كردار عيب و زشت است لكن كردار را بر گفتار افزودن آرايش و زينت انسان است . 182 إنّ الزّاهدين فى الدّنيا لتبكى قلوبهم و ان ضحكوا و يشتدّ حزنهم و ان فرحوا و يكثر مقتهم أنفسهم و ان اغتبطوا بما أوتوا براستى كه كسانى كه زهد را پيشه كرده و از جهان كنار كشيده‌اند اگر چه بلب خندان باشند بدل گريان اند و اگر چه شادمان باشند سخت باشد اندوهشان نفوس خويش را دشمن مى دارند اگر چه به آن چه از كردار نيك كه مى آورند مورد رشك بسيار و غبطهء مردم باشند . 183 إنّ الأكياس هم الذين للدّنيا مقتوا و أعينهم عن زهرتها أغمضوا و قلوبهم عنها صرفوا و بالدّار الباقية تولّهوا : براستى كه زيركان كسانى هستند كه با دنيا دشمنى كردند و از زيور و آرايش جهان ديده بر دوخته و روى دلها را از آن برگردانده و بدار باقى آخرت دلباخته و شيفته گرديدند 184 إنّ العاقل يتّعظ بالأدب و البهائم لا يتّعظ إلّا بالضّرب : براستى كه خردمند بوسيلهء كمال و ادب پند آموزد و چهارپايان جز با ضرب و زدن پند نياموزند و به راه نيايند . 185 إنّ للهّ سبحانه ملك ينادى فى كلّ يوم يا أهل الدّنيا لدوا للموت و ابنوا للخراب و اجمعوا للذّهاب : براستى كه خداوند سبحان را فرشته‌ايست كه در هر روزى ندا بر كشد و صلا در دهد كه اى جهانيان بزائيد براى مردن و بسازيد براى خراب شدن و گرد آوريد براى رفتن . 186 إنّ السّعداء بالدّنيا غدا هم الهاربون منها اليوم : براستى كه كسانى بسبب دنيا در فردا نيكبخت اند كسانى هستند كه امروز از دنيا گريزانند . 187 إنّ اللّه سبحانه أمر بالعدل و الإحسان و نهى عن الفحشاء و الظّلم : براستى كه خداوند سبحان بندگان را دستور داده است كه