عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
230
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خداوند سبحان ( در دور اين كه ديگران از بردن فرمانش ناتوان و سرگرم در عصيان و افراطاند ) فرمانبردارى از خويش را غنيمت و بهرهء زيركان قرار داده است . 144 إنّ النّار لا ينقصها ما أخذ منها و لكن يخمدها أن لا تجد حطبا و كذلك العلم لا يفنيه الاقتباس لكن بخل الحاملين له سبب عدمه : براستى كه آتش چيزى است كه بر داشتن كم و كاهشى در آن پديد نيارد ولى اگر هيزم به آن نرسد خاموش مىشود همچنين است علم برداشتن از آن تمامش نكند لكن بخل عالم بخيل باعث تمام شدن آن علم مى گردد . 145 إنّ اللّه سبحانه يعطى الدّنيا من يحبّ و من لا يحبّ و لا يعطى الدّين إلّا من يحبّ براستى كه خداوند سبحان دنيا را بدوست و غير دوستش عطا فرموده است ( و براى مصالحى مؤمن و كافر را گاهى از دنيا بر خوردار داشته است ) لكن دين را فقط به كسى داده است كه او را دوست مى دارد ( و دشمنش را از دين محروم داشته است پس اگر مردى هم فقير و هم متديّن بود در معنى خدا دو نسبت بوى ارزانى داشته است ) . 146 إنّ اللّه سبحانه يمنح المال من يحبّ و يبغض و لا يمنح العلم إلّا من أحبّ : براستى كه خداوند سبحان مال را بدوست و دشمنش بخشيده است امّا علم را نمى دهد مگر به كسى كه او را دوست مى داشته است ( و مراد از اين علم علمى است كه باعث نجات آخرت و پرهيزكارى در دنيا است نه هر علمى ) . 147 إنّ اللّه تعالى لا يعطى الدّين إلّا لخاصتّه و صفوته من خلقه : براستى كه خداوند تبارك و تعالى دين را نداده است مگر بدوستان و بر گزيدگان از بندگانش . 148 إنّ للأسلام غاية فانتهوا إلى غايته و اخرجوا إلى اللّه ممّا افترض عليكم من حقوقه براستى كه براى دين اسلام غايت و پايانى است پس شما بانتهاى آن برسيد ( و به تمام دستورات مادّى و معنويش عامل باشيد ) و آنچه از حقوقش كه خدا بر شما واجب گردانيده است بدهيد و به دادن آن بيرون رويد بسوى خدا . 149 إنّ تلخيص النّيّة من الفساد أشدّ على العاملين من طول الاجتهاد : براستى كه اين انديشه و