عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

222

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

از براى آخر آنها از اوّل آنها پند گرفت پس اگر در اول از آن كار سودى ديده است در مانند آن اقدام كند و اگر زيان داشته بپرهيزد 83 إنّ اللّيل و النّهار مسرعان فى هدم الأعمار براستى كه شب و روز در كندن بنياد عمرها ( ى بشر ) بشتاب مى آيند و مى روند . 84 إنّ فى كلّ شيء موعظة و عبرة لذوى اللب و الإعتبار : براستى كه از براى خردمندان و گيرندگان پند در هر چيز ( از چيزهاى دنيا ) پند و عبرتى است . 85 إنّ ماضى يومك منتقل و باقية متّهم فاغتنم وقتك بالعمل : براستى كه روز گذشته تو از دست رفته است و باقى آن مورد تهمت است ( و معلوم نيست فردا كه مى آيد تو هستى يا نيستى ) بنا بر اين وقت را به عمل نيكو بجاى آوردن غنيمت بشمار . 86 إنّ ماضى عمرك أجل و آتيه أمل و الوقت عمل : براستى كه عمر تو در گرو اجل و آينده در گرو آرزو و هنگامى كه در آنى هنگام كار است ( پس فرصت را از دست مگذار و كارى كن ) . 87 إنّ المؤمن ليستحيى إذا مضى له عمل فى غير ما عقد عليه ايمانه : براستى كه مرد مؤمن ( خدا ترس ) وقتى بر خلاف آنچه كه عقيده و ايمان او است كارى بكند البته خجالت مى كشد و شرمگين مى گردد . 88 إنّ العدل ميزان اللّه سبحانه الّذى وضعه فى الخلق و نصبه لإقامة الحقّ فلا تخالفه فى ميزانه و لا تعارضه فى سلطانه : براستى كه عدل و دادگرى ترازوى سنجش خداوند سبحان است كه در ميان خلق وضع كرده و براى پايدارى حق نصب فرموده است پس در ميزان خدا با خدا مخالفت و در قدرت و سلطنت با او معارضه منماى . 89 إنّ مالك لحامدك فى حياتك و لذامّك بعد وفاتك : براستى كه مال تو در زمان حياتت براى ستايشگرت باشد و پس از مرگت براى نكوهشگرت ( يعنى هرگاه مال خود را در زمان حياتت به كسى بدهى ستايش كند ترا و اگر پس از مرگت به كسى برسد نكوهشت كند ) 90 إنّ التّقوى عصمة لك فى حياتك و زلفى لك بعد مماتك : براستى كه تقوى و پرهيزكارى در دوران زندگانى نگهبان تو است و پس از مرگت