عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

217

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

از خوش خوئيها است . 30 إنّ مواساة الرّفاق من كرم الأعراق : براستى كه با دوستان و رفقا برابرى كردن ( و خود را در تمام مراحل زندگى با آنان يكسان گرفتن ) از خوبى اصل ها و ريشه‌ها است 31 إنّ منع المقتصد أحسن من عطاء المبذّر براستى چيزى كه شخص ميانه رو باز گيرد خوشتر از دادن شخص تلف كننده است ( زيرا آن يك با ندادن تا حدّ امكان آبروى خود را محفوظ مى دارد و اين يك با دادن بى جا آبروى خود را مى ريزد ) . 32 إنّ رواة العلم كثير و رعاته قليل : براستى كه روايت كننده علم بسيار است و رعايت كننده آن كم ( در صورتى كه منظور از علم عمل كردن است نه دانستن تنها ) . 33 إنّ الصّادق لمكرم جليل و إنّ الكاذب لمهان ذليل : براستى كه مرد راستگو بزرگ و گرامى و مرد دروغگو خوار و ذليل است . 34 إنّ اللّه سبحانه يحبّ العقل القويم و العمل المستقيم : براستى كه خداوند سبحان عقل استوار و كردار درست و راست را دوست مى دارد 35 إنّ بطن الأرض ميّت و ظهره سقيم : براستى كه زمين شكمش مرده ( يعنى پر از مردگان ) و پشتش ( پر از مشتى مردم ) بيمار است . 36 إنّ البهائم همّها بطونها : براستى كه چرندگان فقط همّتشان مصروف شكمشان است . 37 إنّ السّباع همّها العدوان على غيرها : براستى كه درندگان همّتشان ستم كردن بر غير خودشان است . 38 إنّ النّساء همّهنّ زينة الحيوة الدّنيا و الفساد فيها : براستى كه زنان همّتشان در زيور زندگانى جهان و فساد كردن در آن است ( پيكرشان سست مغزشان سبك عقلشان بسيار كم و كوچك است و جز خوردن و پوشيدن كارى ديگر از آنان ساخته نيست ) . 39 إنّ المسلمين مستكينون : براستى كه مؤمنين ( در برابر خدا و مردم ) فروتنى كنندگانند . 40 إنّ المؤمنين مشفقون : براستى كه مؤمنين با مردمان مهربانان اند . 41 إنّ المؤمنين خائفون : براستى كه مؤمنين حد ترسان اند .