عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

216

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هم آن مال و هم صاحبش در معرض بلا است ) . 17 إنّ إنفاق هذا المال فى طاعة اللّه أعظم نعمة و إنفاقه فى معصية اللّه أعظم محنة : براستى كه اين مال دنيا را در طاعت خدا صرف كردن بزرگترين نعمت و در راه معصيت و نافرمانى خدا صرف نمودن بزرگترين رنج و محنت در آخرت است . 18 إنّ النّفوس إذا تناسبت ائتلفت : براستى كه مردم وقتى كه بهم مانند باشند بهم بپيوندند . 19 إنّ الرّحم إذا تماسّت تعاطفت : براستى كه خويشاوندان گاهى كه بهم رسند مهرشان بهم بجنبد و بجوشد . 20 إنّ من النّعمة تعذّر المعاصى : براستى كه دورى و معذورى از گناهان نعمتى است ( خوب و مطلوب ) . 21 إنّ أسعد النّاس من كان له من نفسه بطاعة اللّه متقاضيا : براستى كه نيك بخت ترين مردم كسى است كه از نفس خودش تقاضا كننده اطاعت خدا باشد ( و خود را به راه حق و لو بكراهت نفس بكشاند ) . 22 إنّ أهنأ النّاس عيشا من كان بما قسم اللّه له راضيا : براستى كه گواراترين مردم در زندگى كسى است كه به آن چه كه خدا قسمتش كرده است خوشنود باشد . 23 إنّ من الفساد إضاعة الزّاد : براستى كه يكى از طرق فساد زاد و توشه را تباه كردن است ( يعنى آنكه براى راهى كه در پيش دارد توشهء فراهم نكند و بهنگام تهيهّء آن آن را از دست بدهد ) 24 إنّ من الشّفاء إفساد المعاد : براستى كه از بدبختى انسان آخرت را تباه نمودن است . 25 إنّ أهل الجنّة كلّ مؤمن هيّن ليّن : براستى كه اهل بهشت هر مؤمن نرمخوى هموارى است . 26 إنّ الأتقياء كلّ سخىّ متعفّف محسن : براستى كه پرهيزكاران هر صاحب سخاوت پارساى نيكوكار است . 27 إنّ أهل النّار كلّ كفور مكور : براستى كه اهل دوزخ هر ناسپاس پر فريب است 28 إنّ الفجّار كل ظلوم ختور : براستى كه بدكاران و فاسقان هر ستمكار نابكار است . 29 إنّ بذل التّحيّة من محاسن الأخلاق : براستى كه پيشى گرفتن بسلام و يا هديه براى يكديگر فرستادن