عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
212
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
به سپاسگذارى بر خيزد و دشمن ترين آنان كسى است كه در مقابل نعمتهاى خدا كفر نعمت را پيشه سازد . 527 أبلغ ما تستجلب به النّقمة البغى و كفر النّعمة : رساترين چيزى كه كيفر خدا بوسيلهء آن جلب مى گردد ستم و كفران نعمت كردن است . 528 أبلغ ما تستدرّ به الرّحمة أن تضمر لجميع النّاس الرّحمة : رساترين چيزى كه بواسطهء آن از خدا طلب ريزش رحمت كنى آنست كه نيّت كنى كه با همهء مردم مهربان باشى . 529 أفضل حظّ الرّجل عقله إن ذلّ أعزهّ و إن سقط رفعه و إن ضلّ أرشده و إن تكلّم سددّه : والاترين بخش و بهرهء مرد عقل و خرد او است زيرا كه اگر مردخوار گردد عقلش عزيزش دارد و اگر بيفتد عقلش بلندش سازد و اگر گمراه گردد هدايتش كند و اگر سخن گويد راست دارد او را ( و نگذارد كه هنگام سخن گفتن بخطا افتد ) 530 أعقل النّاس من ذلّ للحقّ فأعطاه من نفسه و عزّ بالحقّ فلم يهن إقامته و حسن العمل به : خردمندترين كسان كسى است كه در پيشگاه حقّ خوار باشد و از جانب خودش حقگذارى كند و خود را بوسيله حق و حقيقت ارجمند سازد و بر پا داشتن و نيكو عمل كردن بدان را كوچك نشمارد ( خلاصه پيرو حقيقت باشد و آن را پايمال نسازد و لو بضررش باشد ) . 531 أعقل النّاس من غلب جدهّ هزله و استظهر على هواه بعقله : خردمندترين مردم كسى است كه جديّت و راستيش بر هزل و سبكيش بچربد و در پيكار با هواى نفسش از عقلش پشتيبان گيرد . 532 أفضل الفضائل صلة الهاجر و ايناس النّافر و الأخذ بيد العاثر : برترين فضيلتها پيوند نمودن با كسى است كه جدائى گزيده و با كسى كه از انسان دور و متنفّر است انس گرفتن و دست آنكه لغزيده است گرفتن است . 533 أعظم الجهل معادات القادر و مصادقة الفاجر و الثّقة بالغادر : بالاترين نادانى با شخص تواناى نيرومند دشمنى كردن و با فاجر گنهكار ( فاسق ) دوستى نمودن و بر شخص مكّار و بيوفاى پيمان شكن تكيه نمودن است . 534 أبغض الخلائق إلى اللّه تعالى الجاهل لأنهّ حرمه ما منّ به على خلقه و هو العقل : دشمن ترين كسان در پيش خداوند سبحان نادان است زيرا كه خدا