عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

205

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كسى است كه نيكى را از مردم باز گيرد و خودش خواهان شكر گذارى باشد بدى را بجاى مى آورد و خودش توقع پاداش خوبى را دارد . 458 أنجح الأمور ما أحاط به الكتمان : پيروزمندترين كارها آن كارى است كه پرده پنهان داشتن فرا گيرد آن را ( تا كسى از راز انسان آگهى پيدا نكند كار شكنى بنمايد ) . 459 أفضل الشّرف كفّ الأذى و بذل الإحسان برترين شرف دست از آزار كسان باز داشتن و در بارهء مردم نيكى كردن است . 460 أهون شيء لائمة الجهّال : آسان ترين چيز سرزنش كردن نادانان است مر انسان را 461 أهلك شيء استدامة الضّلال : هلاك كننده‌ترين چيز پايدارى انسان است بر گمراهى . 462 أبعد النّاس سفرا من كان سفره فى ابتغاء أخ صالح : درازترين سفر كنندهء مردم كسى است كه در طلب برادرى صالح و يارى نيك سفر كند ( زيرا يار يكرنگ به اين زوديها و اسانيها بچنگ نيفتد ) 463 أقرب النّيّات بالنّجاح أعودها بالصّلاح نزديكترين نيّتها برستگارى آنست كه بصلاح و پارسائى باز گردنده‌تر باشد . 464 أوّل المروءة طلاقة الوجه و آخرها ألتّودّد إلى النّاس : مردانگى اوّلش گشاده روئى و آخرش با مردمان دوستى كردن است . 465 أوّل الإخلاص اليأس عمّا فى أيدى النّاس : نخستين پاك درونى از آنچه كه در دستهاى مردم است ديده بر دوختن است . 466 أوّل المروءة البشر و آخرها استدامة البرّ : نخستين مردانگى گشاده روئى و آخرش پيوسته با مردم به كار نيكى بودن است . 467 أقرب ما يكون الفرج عند تضايق الأمر : نزديكترين هنگام گشايش كار بهنگام تنگى و سختى كار است چون كار شود سخت بسامان برسد . 468 أمقت العباد الى اللّه سبحانه من كان همتّه بطنه و فرجه : دشمن ترين بندگان خدا نزد خداى تعالى بنده‌ايست كه همّتش همگى صرف پر كردن شكمش و راندن شهوتش باشد . 469 أنعم النّاس عيشا من منحه اللّه تعالى القناعة و أصلح له زوجه : نعمت دارترين مردم در زندگى كسى است كه خداوند تعالى او را خوى قناعت داده