عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
195
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
عيب آنست كه به چيزى كه در خودت هست ديگران را عيبناك دانى . 346 أقلّ شيء الصّدق و الأمانة : كمترين چيز در ميان مردم راستى و امانت است 347 أكثر شيء الكذب و الخيانة : بيشترين چيز در ميان مردم دروغ و خيانت است 348 أعدل السّيرة أن تعامل النّاس بما تحبّ أن يعاملوك به : راست ترين روش آنست كه همانطورى كه دوست دارى با تو رفتار كنند با مردم همانطور معامله و رفتار كنى . 349 أشبه النّاس بأنبياء اللّه أقولهم للحقّ و أصبرهم على العمل به : همانندترين مردم به پيمبران خداى كسى است كه حق را گويندهتر و در كار بستن دستور حق پا فشارتر است . 350 أفضل النّاس سالفة عندك من أسلفك حسن التّأميل اليك : برترين مردم پيش تو از جهة داشتن پيشينه كسى است كه از پيش قرض داده باشد به تو اميد نيكوى مر ترا . 351 أسرع الأشياء عقوبة رجل عاهدته على أمر و كان من نيّتك الوفاء له و فى نيتّه الغدر بك : پر شتابترين چيزها بكيفر آنست كه با مردى بر كارى پيمان بندى و تو نيّت وفاى به آن داشته باشى و او نيّت بيوفائى داشته باشد . 352 أكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع بيشتر افتادن هاى خردها زير درخش تيغهاى طمعها است ( يعنى : بيشتر لغزشهاى خردها در جائى است كه پاى طمع در ميان باشد كه بغلط اندازد خرد را 353 أعجز النّاس من قدر على أن يزيل النّقص عن نفسه فلم يفعل : ناتوانترين مردم كسى است كه قادر است نقص و كاهش را از خودش بزدايد و نزدايد 354 أخسر النّاس من قدر على أن يقول الحقّ فلم يقل : زيانكارترين مردم كسى است كه بر گفتن حرف حق توانا باشد و نگويد . 355 أعظم النّاس رفعة من وضع نفسه : بلندترين مردم كسى است كه خود را بيفكند . 356 أكثر النّاس ضعة من تعاظم فى نفسه بزرگترين مردم از حيث افتادگى كسى است كه خود را بزرگ بداند .