عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
190
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
278 أصلح النّاس اصلحهم للنّاس : شايستهترين مردم كسى است كه بيشتر دنبال سر و سامان دادن كار مردم باشد . 279 أحكم النّاس من فرّ من جهّال النّاس دانشورترين مردم كسى است كه از مردمان نادان بگريزد 280 أصل المروءة الحياء و ثمرتها العفّة : ريشهء جوانمردى حيا و ميوهء آن پاكدامنى است ( چون اغلب كارهائى كه دامان بشر را آلوده مىكند روى اصل همين خيره چشمى و بى شرمى در برابر قوانين الهى است ) 281 أشرف المروءة ملك الغضب و إماتة الشّهوة برترين جوانمردى زمام خشم را بدست گرفتن و شهوت را كشتن است . 282 أفضل النّاس من تنزّهت نفسه و زهد عن غنيته : افزونترين مردم كسى است كه نفسش پاكيزه باشد و زهد بورزد از روى بى نيازى 283 أفضل النّاس من كظم غيظه و حلم عن قدرة : برترين مردم كسى است كه خشمش را فرو خورد و به حال توانائى بردبارى كند 284 أفضل الحكمة معرفة الإنسان نفسه و وقوفه عند قدره : بالاترين حكمت آنست كه انسان خودش را بشناسد و از اندازهء خود تجاوز نكند . 285 أفضل معروف اللّئيم منع أذاه : بالاترين كار نيك ناكس آنست كه دست از آزار مردم بدارد . 286 أقبح أفعال الكريم منع عطاه : زشت ترين كار كريم آنست كه عطايش را از مردم باز گيرد 287 أحسن العلم ما كان مع العمل : بهترين دانش آنست كه مقرون به عمل باشد . 288 أحسن الصّمت ما كان عن الزّلل : بهترين خاموشى آنست كه از لغزش باشد ( يعنى آنكه زبان خود را از گفتن و باز گو كردن لغزشهاى مردم باز دارد . يا آنكه زبان باز داشته و خاموش گردد از گفتارهائى كه باعث لغزش مى گردند . و شايد شاعر شيرين سخن پارسى سعدى شيرازى همين معنى را بنظم در آورده باشد . تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد . 289 أفضل عدّة الصّبر على الشّدّة : برترين ذخيره بگاه سختى شكيب ورزيدن است . 290 أفضل النّاس منّة من بدء بالمودّة : برترين مردم در منّت گذارى