عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
189
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
( شمردن و ديدن ) عيوب ديگران مشغولش كند . 265 أفضل النّاس من جاهد هواه : برترين مردم كسى است كه با هواى نفسش بستيزد 266 أحزم النّاس من استهان بأمر دنياه : دور انديش ترين مردم كسى است كه كار دنيايش را خوار و سبك گيرد . 267 أصل العقل الفكر و ثمرته السّلامة : ريشهء خردمندى انديشه در امور و ميوهء آن رستگارى از مكروهات است . 268 أصل الشرّه الطّمع و ثمرته الملامة : بنياد آزمندى بر طمع و ميوهء آن نكوهش است . 269 أصل العزم الحزم و ثمرته الظّفر : بنياد كار عزم ثابت روى دور انديشى و ميوهء آن پيروزى در امور است . 270 أولى النّاس بالحذر أسلمهم من الغير : سزاوارترين مردم به پرهيز كردن و ترسيدن آن كسى است كه از گردشهاى گوناگون گيتى بر كنارتر است . 271 أصل الورع تجنّب الأثام و التنّزهّ عن الحرام : بنياد پارسائى بر دورى گزيدن از گناهان و پاكيزگى از حرام است . 272 أصل السّلامة من الزّلل الفكر قبل الفعل و الرّويّة قبل الكلام : ريشهء رهائى از لغزشها انديشه در كار است پيش از كردار و انديشيدن پيش از گفتار . 273 أصل الزّهد اليقين و ثمرته السّعادة : ريشه زهد و دورى از دنيا روى يقين بر خدا است و ميوهء آن نيكبختى است . 274 أعظم النّاس سعادة اكثرهم زهادة : بزرگترين مردم از حيث نيكبختى كسى است كه از جهان بيشتر كناره گزيند ( و اين پنج كلمه در غرر الحكم نيست از معانى الأخبار نقل مىشود و آنها تا كلام 280 از اين قرار است ) 275 أسعد النّاس من خالط كرام النّاس : نيك بخت ترين مردم كسى است كه با بزرگان از مردم آميزش كند . 276 أعقل النّاس أشدّهم مداراة للنّاس : خردمندترين مردم كسى است كه با مردم در مهر و نرمى استوارتر باشد . 277 أذلّ النّاس من أهان النّاس : خوارترين مردم كسى است كه مردم را بديده خوارى بنگرد .