عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
171
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
20 أين الّذين استذلّوا الأعداء و ملكوا نواصيها : چه شدند آنان كه دشمنانشان را به خاك مذلّت افكندند و پيشانى خصم را بدست تصرّف گرفتند . 21 أين الّذين دانت لهم الأمم : كجايند كسانى كه مردمان در برابرشان نرم شدند و بفرمانشان گردن نهادند . 22 أين الّذين بلغوا من الدّنيا أقاصى الهمم كجايند آنان كه از جهان بمنتها درجهء همّتشان ( براى عيش و بهرهبردارى از آن دنيا ) رسيدند ( تمام اينها پس از آن همه لشكركشى و كشور گشائى و كيف و عيش و لذّت گريبانشان بچنگال قهر اجل افتاد و از آن قصور عالى پر نقش و نگار بقبور تاريك پر مور و مار در افتادند و بجاى بالشهاى زربفت سر بخشت لحد بر نهادند و آن كلهّهاى پر از كبر و تفرعن جايگاه كرمان و حشرات الارض گرديد . 23 أين تختدعكم كواذب الآمال : تا كجا فريب هاى آرزو شما را فريب مىدهد . 24 أين يغرّكم سراب الامال : تا چند سراب آب نماى جهان شما را بازى مىدهد ( و شما باز گول مى خوريد مگر نمى بينيد آنها كه بازى خوردند بكجا شدند ) 25 أين تذهب بكم المذاهب : اين روشهاى گوناگون شما را بكجا مى كشاند ( مگر نمى دانيد پيروى از مذاهب پراكنده سبب پراكندهگى است راه حق يكى است و آن راه حقهّ اثنى عشريهّ است و بس ) 26 أين تتيه بكم الغياهب و تخدعكم الكواذب تا چند تاريكيها شما را بگمراهى مى افكند و دروغگوها شما را فريب دهند ( و شما از اين مغمورى و مستى به هوش نيائيد ) . 27 أين تتيهون و من أين تؤتون و أنّى تؤفكون و علا م تعمهون و بينكم عترة نبيّكم و هم أزمّة الصّدق و ألسنة الحقّ : ( شما چرا چنينيد ) بكجا مى رويد و از كجا مى آئيد و چه گونه بشما دروغ گفته شود و براى چه در گمراهى سرگردانيد در صورتى كه آل پيغمبر شما در ميانتان هستند كه آنها زمامداران راستى و درستى و زبان گوياى حقّند ( شما اى اهل سنّت و جماعت تا چند اين در و آن در سر مى زنيد و براى درست كردن مذاهب باطله خود بتأويلات و تشبّثات بارده بر مى خيزيد به خدا سوگند ابو حنيفه و احمد بن حنبل و امام شافعى و مالك خودشان گمراهند تا چه رسد به اين كه راهنماى ديگران باشند حديث إنّى تارك فيكم الثقلين را بخاطر آوريد