عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
168
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
كسى كه به او شرك آورد نخواهد آمرزيد لكن غير از شرك هر چه باشد از هر كس خواهد مى آمرزد امّا آن ستمى كه آمرزيده شود ستم مرد است بر نفس خودش بگاه بعضى از خوهاى بد و خصلتهاى زشت ( و بگناه برخيزد خدا توبه اش را مى پذيرد ) امّا ستمى كه واگذار نشود آن ستم بندگان بعضى را بر بعضى است اينجا است كه كار عذاب آن بسيار سخت است آن عذاب زخم زدن با كاردها و زدن با تازيانهها نيست لكن چيزى است كه اينها در جنب آن بسيار كوچك است ( آن آتش دوزخ است كه از خشم و كيفر پروردگار عالم افروخته شده است ) آگاه باشيد بندگان خداى پس بكوشيد و كار كنيد اكنون كه راه نفس باز و روح در بدن روانست بهنگام راهنمائى و هدايت و آسايش پيكرها و فرصت داشتن باقى عمرو آغاز اراده و مهلت داشتن براى توبه و وسعت و گشادگى بهشت پيش از گرفتارى و تنگى و برگشت كار و هلاكت پيش از رسيدن مرگى كه انتظارش كشيده شده و فرو گرفتن خداوند عزيز و توانا ( و رسيدن عزرائيل ) . ( الفصل السابع : ) حرف الألف بالف الاستفهام بلفظ أين ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام فى حرف الألف بالف الاستفهام بلفظ أين قال عليه السّلام ( فصل هفتم ) از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف الف استفهام بلفظ اين آن حضرت عليه السّلام فرمودند : 1 أين العمالقة و أبناء العمالقة : كجايند عمالقه و فرزندان عمالقه ( كه از اولاد عمليق بن لاوذ بن إرم بن سام بن نوح بودند در زمين فساد بسيار كردند مكهّ و يمن و شامات را بتصّرف در آوردند با حضرت يوشع بن نون وصىّ حضرت موسى ( ع ) جنگيدند تا آنكه بنفرين حضرت يوشع بر افتادند ) . 2 أين الجبابرة و أبناء الجبابرة : كجايند سركشان و متكبّران و فرزندان آنان ( كه تند باد حوادث بساطشان را بر چيد و خاكشان را به آب دريا ريخت ) . 3 أين أهل مدائن الرّسّ الّذين قتلوا النّبيّين و اطفئوا نور المرسلين : پس كجا شدند مردم شهرستانهاى رسّ كه پيغمبران را كشتند و نور