عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
165
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
انسان در ميان مردم مقرّر دارد بهتر از دارائى است كه آن را به كسى بميراث دهد كه ابدا سپاسگذارى از انسان نكند . 30 ألا و انهّ قد أدبر من الدّنيا ما كان مقبلا و أقبل منها ما كان مدبرا و ازمع الترحال عباد اللّه الأخيار و باعوا قليلا من الدّنيا لا يبقى بكثير من الأخرة لا يفنى : ( بندگان خداى ) بدانيد كه هر چه از جهان روى آورنده بود پشت كرد و هر چه پشت كننده بود روى آورد ( و در شرف تمام شدن است ) و بندگان خوب خدا آهنگ كوچيدن نمودند و اين دنياى اندك ناپايدار را با آخرت بسيار و پايدار سودا كردند 31 ألا و قد أمرتم بالظّعن و دللتم على الزّاد فتزوّدوا من الدّنيا ما تحرزون به أنفسكم غدا : بدانيد كه شما بكوچيدن از جهان فرمان داده شده و راه توشه بردارى را نشانتان دادهاند بنا بر اين از جهان باندازهء كه نفوس خود را در فردا بتوانيد نگهداريد توشه برداريد ( تا درمانده نشويد ) . 32 ألا و إنّ الجهاد ثمن الجنّة فمن جاهد نفسه ملكها و هى اكرم ثواب اللّه لمن عرفها ( الا اى سربازان ميدان دين ) بدانيد كه پيكار در راه خدا و دين بهاى بهشت است پس هر كه با نفس خود پيكار كرد بهشت را مالك شد و آن نفيسترين پاداش است از براى كسى كه آن را بشناسد . 33 ألا و إنّ شرايع الدّين واحدة و سبله قاصدة فمن أخذ بها لحق و غنم و من وقف عنها ضلّ و ندم : بدانيد و آگاه باشيد كه آئين و سنتّ هاى دين يكى و راههاى آن راست است هر آنكه راه دين را پيش گيرد برسد و بهره برد و هر كس كه از آن باز ايستد گمراه و پشيمان شود . 34 ألا و إنّ أهل البيت أبواب الحلم و أنوار الظّلم و ضياء الأمم : دانسته باش كه ما أهل بيت ( پيغمبر صلوات اللّه عليهم أجمعين ) درهاى بردبارى و روشنيهاى تاريكيها و نور و چراغ ملتّ ها هستيم ( ولى آن مردمى كه شيعه و دلباختهگان و مسلمانان واقعى اند نه آن كسانى كه نام مسلمان و سنّى روى خود گذارده و با اهل بيت دشمن اند ) .