عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

مقدمه مترجم 15

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

بجز على كه بخلقت شد علّت اولى * بجز على كه بود عقل محض را مظهر بجز على كه بدامان وحى بشنيده است * ز جبرئيل و ز اسرار كاينات خبر بجز على كه نموده است جان فداى رسول * به شهر مكهّ و خوابيد جاى آن سرور بجز على كه امانات مصطفى ردّ كرد * همه لباس و اثاث و متاع و زيور و زر بجز على ز چه كس شد غرائبى ظاهر * كز انبياى سلف هم عيان نشد به نظر بجز على چه كسى گشته بابش از دل و جان * رسول حق را در كودكى حمايت گر بجز على چه كسى گشته مادرش خادم * بمصطفى وز حكمش نتافت هرگز سر بجز على چه كسى عمّ وى بود حمزه * بجز على چه كسى شد برادرش جعفر بجز على ز كه شد خانه حق از بت پاك * بجز على ز كه ديده است شرك آفت و شر بجز على كه چنان سايه از قفاى نبى * هميشه بود روان در سفر و يا بحضر بجز على ز كه شد عمرو سر نگون در خاك * بجز على ز كه در خون طپان تن عنتر بجز على ز كدامين دلير يك ضربت * شده ز طاعت انس و ز جنّ همه برتر بجز على ز دو چشم چه كس ز آب دهان * رسول حق بنموده است دفع آفت حرّ بجز على كه بجيش خداى فرمان داد * بجز على كه بامر خداى فرمان بر بجز على كه در انده است سينهء مرحب * بجز على كه كشيد از يهوديان كيفر بجز على چه كسى در ز قلعهء خيبر * سطبر و سنگين كنده است و كرده است سپر بجز على بچه شخصى فرشتگان سه هزار * بجنگ بدر نموده سلام و كرده گذر بجز على ز ديرى او چه كس شگفت * شده ملايك هفت آسمان بفتح و ظفر بجز على باحد شد تن كدام جوان * ز سينه تا بقدم پاره از دم خنجر بجز على چه كسى از جبريل بگرفته است * بگاه جنگ و جدل ذو الفقار خارا در بجز على ز كه پر كنده جيش كفّار است * بجز على ز كه صفشان جدا ز يكديگر