عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
94
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
پند پذيرد و چون تذكّر داده شود متذكّر گردد و چون ستم به او شود بگذرد . 2099 الفقر صلاح المؤمن و مريحه من حسد الجيران و تملّق الإخوان و تسلّط السّلطان : ندارى بنفع حال مؤمن است او را از رشك همسايگان و چاپلوسى دوستان و سلطه و اقتدار سلطان آسوده مى سازد 2100 ألصّديق من كان ناهيا عن الظّلم و العدوان معينا على البرّ و الإحسان : دوست آن كسى است كه از ستم و تعدّى باز دارد و در كار نيكى و احسان انسان را يارى دهد . 2101 ألتّقوى اكد سبب بينك و بين اللّه إن أخذت به و جنّة من عذاب أليم : استوارترين رشتهء ارتباطى كه بين تو و خدا است تقوى است اگر چنگ بدان در زنى و نيز سپرى است در پيش گرفتاريهاى سخت . 2102 الكرامة تفسد من اللّئيم به قدر تصلح من الكريم : نيكى به همان اندازه كه از رادمرد موجب صلاح است به همان اندازه از نامرد موجب فساد است ( زيرا ناكس اگر گاهى خوبى كند منّت بگذارد و چه بسا كه كار به آبروريزى كشد ) . 2103 الجاهل صخرة لا ينفجر مائها و شجرة لا يخضرّ عودها و أرض لا يظهر عشبها : نادان سنگى است كه آبش جارى نگردد و درختى است كه چوبش سبز نشود و زمينى است كه گياهش بيرون نزند 2104 ألنّاس طالبان طالب و مطلوب فمن طلب الدّنيا طلبه الموت حتّى يخرجه عنها و من طلب الاخرة طلبته الدّنيا حتّى يستوفى رزقه منها : مردم دو خواستارند خواهنده و خواسته شده آنكه دنيا را خواست مرگش بخواهد تا از جهانش بيرون كشد امّا آنكه آخرت را خواهان است دنيا او را بخواهد تا او روزيش را از آن دنيا بگيرد ( و بمراد دل برسد ) . 2105 الأمانة وفاء صدق الأفعال و الكذب و الافتراء خيانة الأقوال : امانت و وفادارى درست انجام دادن كارها است و دروغ و بهتان در گفتارها خيانت روا داشتن . 2106 البخيل يسمح من عرضه بأكثر ممّا أمسك من عرضه و يضيّع من دينه أضعاف ما حفظ من نشبه : بخيل از آبرويش بيشتر مى بخشد تا آنچه كه خوددارى مىكند از مالش و تباه مىكند از دين خود چند برابر آنچه