عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
90
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
2050 الحازم من حنكّته التّجارب و هذبّته النّوائب : دورانديش كسى است كه آزمايشها كام او را ماليده باشند و حوادث پاكيزهاش كرده باشند 2051 الإحسان غريزة الأخيار و الإسائة غريزة الأشرار : نيكى خوى نيكان و بدى خوى بدانست 2052 ألسّاعات تخترم الأعمار و تدنى من البوار : ساعات عمرها را كم ميكنند و به هلاكت نزديك مى سازند . 2053 الكريم يرى مكارم أفعاله دينا عليه يقضيه جوانمرد خوش كرداريها را بر دوش خويش وام مى پندارد كه هر وقت باشد بايد آنها را ادا كند . 2054 أللّئيم يرى سوالف إحسانه دينا له يقتضيه ناكس خوبيهاى گذشتهء خويش را دام مى پندارد و آن را مطالبه و درخواست مى نمايد . 2055 الكريم يرفع نفسه فى كلّ ما أسداه عن حسن المجازاة : جوانمرد نفس خويش را بر مى كشد در هر چيزى كه بجاى آورده است از كارهاى خوب از پاداش نيكو . 2056 الحليم يعلى همتّه فيما جنى عليه من طلب سوء المكافاة : بردبار همّتش را بلند مى دارد در آنچه كه بر وى ستم شود از اين كه ببدى پاداش دهد . 2057 المال تنقصه النّفقة و العلم يزكو مع الإنفاق : مال به دادن كم مىشود لكن علم با دادن پاكيزه مى گردد و افزون مىشود 2058 أحوال الدّنيا تتبع الأتّفاق و حظوظ الأخرة تتبع الاستحقاق : حالات دنيا پيرو اتّفاقات است و بهرههاى آخرت پيرو لياقت . 2059 ألرّكون إلى الدّنيا مع ما يعاين من سوء تقلّبها جهل : دلبستگى به دنيا به آن چه كه از كجرويهاى آن ديده مىشود نادانى است . 2060 البخل باخراج ما افترضه اللّه سبحانه من الأموال أقبح البخل : بخل ورزيدن به بيرون كردن آنچه كه خداوند سبحان در مالها واجب گردانيده زشت ترين بخل است ( و انسان بايد حقوق واجبه را از خمس و زكات بپردازد ) . 2061 ألسّخاء ما كان ابتداء فإن كان عن مسئلة فحياء و تذمّم : بخشش آنست كه بدون درخواست باشد و اگر با درخواست شد آن حيا و ننگ و عار داشتن 2062 ألحدّة ضرب من الجنون لأنّ صاحبها يندم فإن لم يندم فجنونه مستحكم : تندى نوعى از ديوانگى است براى اين كه صاحبش