عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

87

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كثير التّقاضى : زيرك كسى است كه از ديگرى بى خبر و در خواستش از خودش بسيار باشد ( همواره نفس را به كار رياضت بدارد ) . 2010 الخوف سجن النّفس عن الذّنوب و رادعها عن المعاصى : ترس از خدا بمنزلهء زندانى است براى نفس از ارتكاب گناهان و او را از نافرمانيها باز دارنده است 2011 المال فتنة النّفس و نهب الرّزايا : ثروت گمراهى نفس و غارت و تاراج شده پيش آمدها است 2012 العفاف يصون النّفس و ينزّهها عن الدّنايا پاكدامنى و صبر از گناه نفس را باز مى دارد و از زشتيها پاكيزه مى سازد . 2013 ألتّقوى ظاهره شرف الدّنيا و باطنه شرف الأخرة : ظاهر تقوى و پرهيزكارى شرافت دنيا و باطنش و اندرون او شرافت آخرت است ( يعنى آنچه كه از پرهيزكارى و ترس از خدا در اين سراى هويدا است بلندى مرتبه و بزرگوارى بين مردمست و چون باعث بلندى مرتبه و درجه در آخرت هم هست از اين جهت تجير باندرون و باطن شده است 2014 ألشّرف بالهمم العالية لا بالرّمم البالية شرف و ارجمندى در همّتهاى بزرگ داشتن است نه باستخوانهاى پوسيده ( و پيكرهاى بزرگ از هم متلاشى شونده ) 2015 الحكمة شجرة تنبت فى القلب و تثمر على اللّسان حكمت درختى است در دل مى رويد و ميوه‌اش در زبان پيدا مى گردد 2016 ألصّدق رأس الأيمان و زين الإنسان : راستگوئى سر ايمان و زيور انسان است : 2017 المؤمن على الطّاعات حريص و عن المحارم عفّ مؤمن آزمند بر فرمانبردارى خدا و از حرامها پاك و بر كنار است 2018 العاقل لا يفرط به عنف و لا يقعد به ضعف خردمند درشتى را از اندازه بدر نبرد و نرمى از پايش نيفكند ( حدّ وسط را رعايت كند ) . 2018 الكريم يأبى العار و يكرم الجار : جوانمرد از ننگ سرباز زند و همسايه را گرامى دارد . 2019 أللّئيم يدّرع العار و يؤذّى الأحرار : نا جوانمرد جامهء ننگ را به پيكر در پوشد و آزاد مرد آن را آزار دهد 2020 ألمتّقى ميتة شهوته مكظوم غيظه فى الرّخاء شكور و فى المكاره صبور : پرهيزكار شهوتش كشته و خشمش فرو خورده است در آسايش شاكر و در گرفتاريها شكيبا است . 2021 ألذّكر نور العقل و حياة النّفوس و جلاء الصّدور ياد خدا روشن كنندهء خرد و زنده كنندهء نفوس و صيقل دهندهء سينه‌ها است .