امتياز عليخان العرشي

72

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

ابو صادق سليم بن قيس هلال عامرى كوفى كه از ياران امير المؤمنين و حضرت امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين عليهم السلام بود آن را نقل كرده است ، محمد بن على استرآبادى ( فوت 1028 ه . ق 1619 م ) آن را در كتاب ( منهج المقال ، ج 1 الف ، ص 162 ) نيز نقل كرده است و همچنين حرانى در ( تحف العقول ، ص 45 ) و كلينى در ( اصول كافى ، ص 15 ) آن را آورده‌اند . 96 - خطبهء دويست و يازدهم : در صفين ايراد فرمودند . « اما بعد ، فقد جعل اللّه لى عليكم حقا بولاية امركم ، و لكم على من الحق مثل الذى لى عليكم » ( 1 ) إلخ ( ج 2 ، ص 223 ) . كلينى در ( روضهء كافى ، ج 3 ، ص 136 ) و [ ثقفى ، الغارات ، ج 1 ، ص 37 ] روايت كرده‌اند . 97 - كلام دويست و دوازدهم : [ شكوهء امام از قريش ] : « اللهم انى استعديك على قريش ، فانهم قد قطعوا رحمى و اكفئوا انائى و اجمعوا على منازعتى حقا كنت اولى به من غيرى » ( 2 ) إلخ ( ج 2 ، ص 227 ) . ثقفى در كتاب ( الغارات [ ج 2 ، ص 570 ] ) ضمن خطبه‌اى طولانى آن را نقل كرده است ، ابن ابى الحديد ( شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 295 ) و شبيه به همين سخنان را آورده است و شيخ مفيد آن را در ( كتاب الجمل ، ص 45 و 76 ) نقل كرده است . 98 - كلام دويست و چهاردهم : و آن در زمانى بود كه بر كشتهء طلحة ابن عبد اللّه و عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد در روز جنگ جمل گذر نمود . « لقد اصبح ابو محمد فى هذا المكان غريبا اما و اللّه لقد كنت اكره أن تكون قريش قتلى تحت بطون الكواكب » ( 3 ) إلخ ( ج 2 ، ص 229 ) .

--> ( 1 ) اما بعد ، خداى سبحان به سبب ولايت من بر شما بر عهدهء شما حقى براى من قرار داده است و شما نيز بر گردن من حقى داريد آن سان كه من بر گردن شما دارم . ( 2 ) پروردگارا من تو را به يارى مى طلبم كه انتقام مرا از قريش و از كسانى كه به آنان يارى كردند بستانى ، چه آنان رشتهء خويشاوندى با مرا بريدند و حق مرا تباه ساختند و براى نزاع در حق كه من بدان سزاوارتر بودم ، با يكديگر يك صدا شدند . ( 3 ) همانا ابو محمد در اين مكان غريب افتاده است ، آرى به خدا سوگند خوش نداشتم كه قريش زير سينهء ستارگان كشته افتاده باشند .