امتياز عليخان العرشي
66
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
« يا اخابنى أسد ، انك لقلق الوضين » ( 1 ) إلخ ( ج 2 ، ص 79 ) . اين كلام را شيخ مفيد در كتاب ( الارشاد ، ص 170 ) روايت كرده است . 76 - كلام يك صد و پنجاه و نهم : هنگامى كه مردم پيرامون امام ( ع ) گرد آمدند و از كارهاى ناپسنديدهء عثمان شكايت كردند و از امام ( ع ) خواستند تا در اين باب از طرف ايشان با عثمان گفتگو كند و مورد عتاب قرار بدهد . امام ( ع ) بر او وارد شد و گفت : « ان الناس ورائى و قد استفسرونى بينك و بينهم ، و واللهّ ما أدرى ما أقول لك ما أعرف شيئا تجهله ، و لا أدلك على شيء لا تعرفه » ( 2 ) إلخ ( ج 2 ، ص 83 ) . اين كلام را احمد بن يحيى بلاذرى ( فوت 279 ه . ق 892 م ) در كتاب ( انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 60 ) ، طبرى در ( تاريخ ، ج 5 ، ص 96 ) ، ابن عبد ربه در ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 273 ) ، ابن مسكويه در ( تجارب الامم ، ج 1 ، ص 478 ) و شيخ مفيد در ( كتاب الجمل ، ص 84 ) . روايت كردهاند . 77 - خطبهء شصت و يكم : [ در تشويق به الفت ] : « ليتأس صغيركم بكبيركم و ليرأف كبيركم بصغيركم ، و لا تكونوا كجفاة الجاهلية » ( 3 ) إلخ ( ج 2 ، ص 95 ) . اين خطبه را كلينى در ( روضهء كافى ، ج 3 ، ص 31 ) روايت كرده است و چنين به نظر مى آيد كه اين خطبه بخشى از خطبهء 84 باشد . 78 - كلام يك صد و شصت و سوم : پس از آنكه به خلافت با امام ( ع ) بيعت كردند ، گروهى از صحابه به او ( ع ) گفتند : كاش آنان كه به كشتن عثمان فراهم آمدند ، كيفر مى دادى . امام فرمود : « يا اخوتاه انى لست أجهل ما تعلمون ، و ليكن كيف لى بقوة و القوم المجلبون على حد
--> ( 1 ) اى برادر بنى اسد ، رشتهء باربند شتر تو نا استوار و جنبان است ( يعنى در انديشهات نااستوار هستى ) . ( 2 ) مردم پشت سر من گرد آمدهاند و مرا ميان تو و خود به سفيرى فرستادهاند . به خدا سوگند نمى دانم به تو چه بگويم ، من چيزى نمى دانم كه تو ندانى و از آن بى اطلاع باشى إلخ . ( 3 ) بايد كه كوچك شما از بزرگتان پيروى كند و بزرگ شما به كوچكتان مهربان باشد و مانند جفا كاران دوران جاهليت مباشيد .