امتياز عليخان العرشي
49
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
بيعت شعرى كه در آخر خطبه آمده اشاره كرده . 25 - خطبهء سى و پنجم : در ترساندن مردم نهروان . « فانا نذيركم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر ، و بأهضام هذا الغائط على غير بينة من ربكم و لا سلطان مبين معكم » ( 1 ) . ( نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 82 ) . ابن قتيبه ( الامامة و السياسة ، ص 140 ) ، طبرى ( تاريخ ، ج 6 ، ص 47 ) ، به استثناى مطلع آن ، ( ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 114 ) گويد : محمد بن جيب بغدادى ، ( فوت 245 ، ه . ق 859 م ) روايت كرده است كه : « على ( ع ) اين خطبه را در روز نهروان بر خوارج ايراد نمود . » 26 - خطبهء سى و ششم : آغاز خطبه چنين است : « فقمت بالامر » و چنين پايان مى يابد : « فنظرت فى امرى فاذا طاعتى قد سبقت بيعتى » ( 2 ) ( ج 1 ، ص 85 ) . اين جملهء آخر از خطبه را بيهقى در ( كتاب المحاسن ، ج 1 ، ص 37 ) روايت كرده است . 27 - خطبهء سى و هشتم : و آن نيز در ملامت از پيروان خويش است . « منيت به من لا يطيع اذا امرت ، و لا يجيب اذا دعوت ، لا أبا لكم ما تنتظرون بنصركم ربكم اما دين يجمعكم ، و لا حمية تحمشكم اقوم فيكم مستصرخا ، و اناديكم متغوثا ، فلا تسمعون لى قولا ، و لا تطيعون لى امرا » إلخ ( ج 1 ، ص 86 ) . به روايت ثقفى ( فوت 283 ه ) در كتاب ( الغارات ) [ ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 118 ] ( 3 ) .
--> ( 1 ) زنهار كه بر لب اين جوى و بر روى پستى و بلنديهاى اين خاك در خواهيد افتاد ، حالى كه نه حجتى از خداوندگار در دست خواهيد داشت و نه برهانى آشكار ( عليه من ) . ( 2 ) در آغاز براى يارى اسلام به پا خاستم . . . ، آن گاه در كار خود انديشيدم و ديدم كه فرمانبردارى من بر بيعتم پيشى گرفته است . ( 3 ) راجع به نقل اين خطبه و سهوى كه به اعتقاد مرحوم محدث براى ابن ابى الحديد روى داده است رجوع شود به كتاب الغارات به كوشش استاد مرحوم محدث سيد جلال الدين ارموى سلسلهء انتشارات انجمن آثار ملى 115 ، ج اول ، ص 291 ، 297 و ج 2 ، ص 454 - 453 . ابن ابى الحديد اين خطبه را از الغارات نقل كرده است ، اما با مراجعه به الغارات [ چاپ مرحوم دكتر سيد جلال الدين محدث ارموى ] تمام اين خطبه در آن نيامده است ، بلكه قسمتى از آن آمده است و مرحوم محدث چنين گمان بردهاند كه نسخهء كاملترى از الغارات در اختيار ابن ابى الحديد بوده است كه مفقود گرديده . ( ترجمهء متن بالا ) : گرفتار آمدم به مردمى كه چون امر كنم فرمان نبرند و اگر آنان را بخوانم دعوتم را اجابت نكنند . اى بى پدران براى نصرت خدا به انتظار چه هستيد آيا دين و آيينى نداريد كه شما را گرد هم آورد آيا حميت و تعصب نداريد كه عليه دشمنان خشمگين شويد فرياد يارى سر مى دهم و وا غوثاه مى گويم ، اما نه فرياد مرا مى شنويد و نه امر مرا اطاعت مى كنيد .