امتياز عليخان العرشي
154
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
از شرح دو راوندى در كتاب الفتن بحار الانوار آوردهام ) . ( ذريعه 14 : 143 - فهرست دانشگاه 5 : 1608 - فهرست معارف 1 : 144 ) . از : دانش پژوه : مقدمهء بر ترجمهء فرمان مالك اشتر از : حسين علوى آوى چاپ بنياد نهج البلاغه 1359 . 85 - منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة ، للهاشمى الخويى ( تهران 1378 - 1383 ه . ق ) شرح ديگرى از نهج البلاغه با نام ( منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه ) از علامه حاج ميرزا حبيب اللّه هاشمى خويى قدس سره چاپ شده است ( 15 جلد - تهران ج 1 ، 1378 تا 1383 ه . ق طبع مطبعة الاسلامية ) . اين كتاب در 7 جلد ، تبريز سنگى ، رحلى 51 - 1356 ه . ق ، تهران 7 جلد و قم ، 77 - 1380 ه . ق ، سربى وزيرى چاپ گرديد . بانى چاپ اين اثر در مقدمهء كتاب مى گويد كه مرحوم خويى در حدود سال 1261 ه . ق در شهر خوى به دنيا آمد و به سال 1286 ه . ق براى تحصيل به نجف اشرف رفت و گويا در آنجا نزد ميرزا حبيب اللّه رشتى و ميرزاى بزرگ شيرازى و حاج سيد حسين كوه كمرهاى تلمذ كرده است ( نقباء البشر آقا بزرگ تهرانى ، ص 362 شمارهء 721 ) . او راست كتابهاى متعدد از جمله : رسالهاى در رد صوفيه كه آن را در خوى به تاريخ 1321 ه . نوشته است و تمام آن را در جلد ششم ( منهاج البراعة ) گنجانيده و يكى ديگر از آثار وى شرح نهج البلاغه مورد بحث مى باشد كه آن را بعد از مراجعت از نجف به خوى تحرير كرده است ( در هفت جلد تا خطبهء 218 و شرح آغاز همين خطبه است كه در 1328 و در 1351 چاپ شد ) . ميرزا حبيب اللّه خويى در صفر 1324 ه . ش در تهران درگذشت و او را در حضرت عبد العظيم شهر رى به خاك سپردند . مؤلف در مقدمه پس از ذكر خدا و درود بر رسول و آل رسول و ستايش از مطالب نهج البلاغه و شريف رضى به ذكر سه شرح از شروح نهج البلاغه ، شرح راوندى كه آن را نديده است و شرح ابن ابى الحديد و ابن ميثم بحرانى پرداخته است اما شرح ابن ميثم را بر تمام شروح ترجيح مىدهد و امتيازات آن را بر مى شمارد . اما چون اين شرح بيشتر بر روش معقول و مطالب فلسفى و كلامى بوده و از مطالب منقول غافل مانده است لذا آن را سزاوار نهج البلاغه ندانسته و دست اندركار شرح خود شده است . علاوه بر ترجمهء ناخوشايند خطبهها به فارسى امتيازاتى را كه براى آن مى شمارد بدين قرار است : 1 - ضبط شمارهء متن خطبهها و كلمات قصار و نامهها تا در صورت تكرار مطالب در خطبههاى ديگر به قسمتهاى پيشين ارجاع بدهد . 2 - براى هر كدام از خطبهها ، فصلها و ذيلها و تنبيهها قرار داده . 3 - معانى و لغت و اعراب را در هم نياميخته بلكه آنها را از هم جدا ساخته است و در آنجا به نكتههاى لغوى و ادبى پرداخته و براى هر يك به تناسب از آيات و روايات شاهد آورده است . 4 - شرح را به صورت « مزجى » آورده . 5 - در مواردى كه ابن ابى الحديد راه خطا رفته است در مقام رد وى بر آمده .