محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 53

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

يك جا فكنده خرقه فقر وفنا بدوش * محتاج وار حلقه زنان بر در آمده هر سوئى نظاره فتاد است منتظر * منظور هم خود است كه بر منظر آمده بنموده روى بهر تماشا به عاشقان * آنكه گشاده چشم وتماشاگر آمده همراز وحى گشته و روح القدس شده * پيغام خود رسانده و پيغمبر آمده بحرى است متفق كه اوصاف مختلف * باران وقطره وصدف وگوهر آمده بيرون زعشق عاشق ومعشوق هيچ نيست * اين هر دو اسم مشتق از آن مظهر آمده مشتق چه نيك در نگرى عين مصدر است * كاندر صفات ظاهر خود مُضمَر آمده نشكفته است جز گل وحدت بباغ عشق * هر چند گاه اصفر وگه احمر آمده جامى نديده رنگى از آن گل عجب مدار * كز غم كبود خرقه چه نيلوفر آمده « 1 »

--> ( 1 ) - ديوان جامى : 426 و 427 .