محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 83
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
وموزون صادر مىنمود . چون در معرض مؤآخذه برآمد گفت : معذور داريد كه مجبور بودم . گفتند : اى شقى اگر مجبور بر رقص بودى كه گفته بود كه چنين خوش برقصى و چه مىدانستند كه تو عارف بهجميع انواع رقصى ؟ ! و از جملهء شواهدى كه درآن كتاب مذكور است آن است كه پادشاه آن عصر « الجايتوخان » كه او را قبل از اسلام ملقب بهخربنده كرده بودند ، و چون مسلمان شد بهخداى بنده مشهور شد و مسجد سلطانيّه را كه گنبدى مثل گنبد آن در زير قبّهء چرخ نيست او ساخته « 1 » بهواسطهء مصاحبت بعضى از رفضه خذلهماللَّه رافضى شد ومىخواست كه اگر ميسّر شود شيخين شريفين را از آن موضع مقدس نقل كند بهجاى ديگر و اين خبر بهاطراف واكناف عالم رسيد ، واكابر وقت از سادات كبار واولياء و علماء عالى مقدار جهت نصيحت وى بهسلطانيّه حاضر شدند . و چون اين خبر بهسمع شريف حضرت سلطان ولد رسيد چلبى عارف را امر فرمود كه تو نيز بهجهت تقويت دين مبين به موافقت جماعت البته به سلطانيّه برو وهرچه توانى گفتوگو بهجاى آور وتقصير منماى ، بلكه اينكار ما را افتاده است ، چرا كه ما صغيران صديق اكبريم . و در آن اوان سلطان
--> ( 1 ) - / گنبد سلطانيه مسجد نيست ، بلكه مرقد خدابنده است