محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 79
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
سه شبانهروز درسماع بود وسهجوق « 1 » گويندهكه بهنوبت گفته ونواخته بودند همه از كار و بار ماندند ، ناگاه من با قوّالى كه پهلوى من بود آهسته گفتم سه شبانهروز است كه به خانه نرفتم . آيا حال اهلبيت چه باشد ؟ ما در اين گفتگو بوديم كه مولانا كفى زر تازهء سكّه در دف ما ريخت و آن هزار وهفتصد درم سلطانى بود « 2 » . و همچنين از وى منقول است كه مولانا نوبتى در سماع هر لحظه در صف قوّالان مىآمد وتواضع مىنمود ومىرفت و كسى نمىدانست كه آن تواضع با كيست . در آخر چلبى حسامالدين پرسيد ، فرمود كه روحانيت حكيم سنائى متمثّل شده بود در پهلوى قوّالان ، ودف مىزد ولطفها مىفرمود « 3 » . ودرآن كتاب منقولاستكه مولانا صلاحالدين مولتى « 4 » گفت : روزى علمالدين قيصر ، سماع بزرگ داشت ، ومولانا در آن سماع هرچه پوشيده بود به قوّالان بخشيد و همچنين عريان رقص مىكرد ! و بعد از سماع علمالدين سر تا پائى كه مناسب او بود آورده ، مولانا پوشيد و بيرون آمد . در راه آواز رباب « 5 » از خانهء ارمنيان شنيد ، به چرخ آمد وذوقها كرد تا
--> ( 1 ) - / دسته ، وگروه ، جوخه ( فرهنگ معين ) ( 2 ) - / مناقبالعارفين : 1 / 320 ( 3 ) - / مناقبالعارفين : 1 / 222 - 223 ( 4 ) - / ملاطى / ملطى ( 5 ) - / رباب ، آلت موسيقى از ذوات الأوتار كه در قديم آن را با ناخن يا زخمه ، وسپس با آرشه مىنواختند و آن طنبور مانندى بوده و دستهاى داشت ( فرهنگمعين )