محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 73
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
و دندانى با چرم خر مصاحب باشد . كفشگر گفت ما مردم فقيريم وحرفهء ما اين است . اگر چرم خر به دندان نگيرد نان نيابد كه به دندان گيرد . سؤال كرد كه هرروز چه مقدار كار كند ؟ گفت : هرروز چهار درم . شيخ گفت كه هرروز هشت درم بدهم كه او ديگر اين كار نكند . شيخ هرروز برفتى و با اصحاب بردكان كفشگر بنشستى وفارغالبال در روى او نظر كردى و اشعار خواندى وبگريستى مدّعيان اين خبر را بهسلطان رسانيدند . از ايشان سؤال كرد كه اين پسر را به شب يا بهروز با خود مىبرد يا نه ؟ گفتند : نه گفت با وى در دكان خلوتى مىسازد ؟ گفتند : نه . دوات وقلم خواست وبنوشت كه هرروز پنج دينار ديگر بر وظيفهء خادمان شيخ فخرالدين عراقى بيفزايند . روز ديگر شيخ را با سلطان ملاقات افتاد ، سلطان گفت : چنين استماع شد كه شيخ را در دكان كفشگرى با پسرى نظر افتاده است ، محقّرى « 1 » بهجهت خرجى شيخ تعيين يافت . اگر شيخ خواهد آن پسر را به خانقاه برد . شيخ گفت ما را منقاد او بايد بود . بر وى حكم نتوانم كرد . بعد از آن شيخ از مصر عزيمت شام نمود . سلطان مصر به ملكالامراى شام نوشت كه با جملهء علماء ومشايخ واكابر
--> ( 1 ) - / مقدار ناچيزى