محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

تنبيه الغافلين 68

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

تو آمده‌اى كه كافرى را بكشى * غازىچه توئى رواست كافربودن پسر خليفه سر بر پاى شيخ نهاد ومريد شد « 1 » . حقير گويد كه : طريق معرفت واطلاع چنين شخصى به ارادهء پسر خليفه معلوم است كه به‌يكى از دوراه خواهد بود : يا آنكه در وقت سخن‌گفتن پسر خليفه كسى حاضر بود و اين خبر را آورد براى او ، و يا از ايحاء « 2 » شياطين است ، چنان كه در آيهء شريفه هست : « وَانَّ الشّياطينَ لَيُوحُونَ الى اوليائِهِم » « 3 » و از اين مقدار بدان بقيهء اخبارات غيبيّهء ايشان را اگر صحت داشته باشد ، و الا غالباً جعليات است . [ فخرالدين عراقى ] وايضاً در احوال شيخ فخرالدين ابراهيم عراقى گويد : وى صاحب كتاب « لمعات » است وديوان شعر وى مشهور است از نواحى همدان است در صغر سن حفظ قرآن كرده بود ، وبغايت خوش مىخواند ، چنان كه همه اهل همدان شيفتهء آن بودند ، و بعد از آن به تحصيل علوم اشتغال نمود ،

--> ( 1 ) - / نفحات الانس : 590 ( 2 ) - / وحى رساندن ( 3 ) - / انعام : 121 يعنى : شياطين به دوستان خود وحى مىرسانند