محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 2
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
فرمود موافق مصلحت آن زمان واحوال اهل آن عصر ، و چون پيغمبر ديگر مبعوث مىشد ومناسب حكمت و اهل اين شريعت ، آن احكام را مبدّل مىساخت ، وحكمى چند مخالف آنها براى ايشان مقرّر مىشد و اين از بابت جهل ونادانى نيست كه يك چيز را به نوعى داند و بعد از آن رأيش متغيّر شود و بر خلاف آن علم به هم رساند ، چنانچه ملاعين يهود به اين سبب منكر نسخ شدهاند ، بلكه به اعتبار اختلاف احوال است وتبدّل حكمت ايشان است ، چنانچه طبيب در اوّل بيمارى مصلحت بيمار را در دوائى وغذائى مىداند ، و در وسط بيمارى دواى ديگر و غذاى ديگر صلاح مىداند و در آخر بيمارى غذا و دواى ديگر ، گاه باشد كه در اوّل بيمارى تبريد « 1 » كند ، و در آخر تسخين « 2 » كند ، چنانچه - مثلًا - قوم حضرت موسى چون بسيار لجوج وعنود وسركش وشرير بودند براى اصلاح ايشان تكاليف شاقّه مقرر فرمود . مثل آنكه : بول اگر به جائى از بدن ايشان مىريخت مىبايست آن موضع را مقراض كنند تا پاك شود « 3 » . و در
--> ( 1 ) - سرد كردن . ( 2 ) - گرم كردن . ( 3 ) - ارشاد القلوب : 410 ، روضة الواعظين : 302 ، احتجاج طبرسى : 221 . به نظر مىرسد اين حكم و مانند آن سزاى طغيان وسركشى قوم يهود بود ، چه اينكه در آيهء 146 سورهء بقره آمده كه « گروهى از آنان از راه عناد حقّ را كتمان مىكنند ، در صورتى كه علم به آن دارند » و در جاى ديگر سزاى طغيان آنان را محروميت از لذائذ دنيوى شمرده است ومىفرمايد : « و بر جهودان هر حيوان ناخندار ( مانند طيور وغيره ) و از جنس گاو و گوسفند ، نيز پيه را حرام كرديم ، مگر آنچه در پشت آنها است يا به بعض رودهها ، يا به استخوانها آميخته است ، و آنها چون ستم كردند ، ما بدين حكم آنها را مجازات كرديم والبته همهء ( وعدههاو ) سخنان خدا راست است » انعام : 146 . و در جاى ديگر سزاى سركشى آنها را كشتن همديگر قرار داده وميفرمايد : « و ياد كنيد موقعى را كه موسى به قوم خود گفت : اى قوم ! شما از جهالت گوساله پرست شديد ، و به نفس خود ستم كرديد ، اكنون به سوى خدا بازگرديد و به كيفر جهالت خود بكشتن يكديگر تيغ بركشيد ، اين در پيشگاه خدا بهتر كفّارهء عمل شما است ، آنگاه از شما در گذشت ، وتوبهء شما را پذيرفت كه خدا بسيار توبه پذيرد ومهربان است » بقره : 54 . كوتاه كلام ! اشكال اينكه اصل حكم چرا ؟ جا ندارد ، زيرا نظيرش در قرآن است تا آنجا كه در آيهء 286 بقره ميفرمايد : ( رَبَّنا لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إصْراً كما حَمَلْتَهُ علَى الّذينَ مِنْ قَبْلنا رَبَّنا وَلا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ ) ، پروردگارا تكليف گران وطاقت فرسا چنان كه بر پشينيان نهادى بر ما نگذار . . . و بايد دانست مراد از بدن در اين حديث حتماً غير از دو موضع معتاد است همچنانكه مفسّرين حديث بيان نمودهاند .