محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
مقدمه 22
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
و سر انجام با قتل ايشان ملت و مملكت را ، از خطرى كه دشمن خارجى تدارك ديده بود نجات بخشد ، علاوه بر آنچه گذشت شاهد ديگرى نيز كه هميشه و به خصوص در آن زمان دست استعمار حامى وپشتيبان اين فرقه بوده وساطتها وميانجگرىهائى است كه صدر اعظم وقت - تا مرز اتهام وابستگى به تصوف - نزد آقا محمد على براى خلاصى محبوسين مىنموده ، و چون شرائط اجتماعى و نفوذ قدرت آن فقيه قدرتمدار ، بيش از آن را اجازه نمىداده ، در نامهاى با جملهء ( صلاح ما همه آن است كان تراست ) نه تنها دست ايشان را در اجراى حكم الهى نسبت به آنها باز مىگذارد كه با قطعه شعرى خود را نيز از اتهام تصوّف مبرّا دانسته ومعذرت خواهى مىكند : در حقّ من بدُرد كشى ظنّ بد مَبر * كآلوده گشته خرقه ولى پاكدامنم « 1 » شايد هم تصادفى نباشد كه اوّلين خانقاهى كه براى صوفيان بنا مىشود در رملهء شام بدست يكنفر ترساونصرانى اتّفاق مىافتد « 2 » . با اينهمه چگونه مىتوان قبول كرد فرزندى ناظر آن
--> ( 1 ) - خيراتيه : 1 / 125 ( 2 ) - نفحات الانس جامى : 31 .