محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 238

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

تا سوار شود ، و آنها را از پشت ديوار تماشاكند ، و حضرت از زير پاى او صدا زد كه صبر كنيد اى بنى ارفده تا حميرا شما [ را ] تماشا كند ، و بعد از مدتى حضرت فرمود : آيا سير شدى از تماشا ايا ملال بهم رسانيدى ؟ گفت : نه ، و چون قدر ديگر گذشت عايشه گفت : سير شدم مرا فرودآر ، و از براى راوى نقل كرد كه در مرتبهء اوّل سير شده بودم ، ليكن مىخواستم كه بدانم كه آن حضرت تا چه حدّ مرا دوست مىدارد « 1 » » . و قاضى زكرّيا انصارى شافعى در كتاب « فتح الوهّاب بشرح منهج الطلّاب » در كتاب « شهادات » چنين گفته است كه : رقص نه حرام است و نه مكروه ، بلكه مباح است به دليل حديث بخارى ومسلم در صحيحين كه حضرت پيغمبر ايستاد از براى آنكه عايشه را از نامحرم مستور دارد تا آنكه عايشه نگاه‌كند به حبشيان‌كه بازىمىكردند ومىرقصيدند ، و از جهت آنكه رقص ؛ مجرّد حركاتى است بر راستى يا كجى ، مگر آنكه با شكستن‌باشد يعنى انگشتان را به هم زنند كه صدا كند زيرا كه رقص به اين طريق حرام است ، از جهت آنكه شبيه است به افعال مخنّثين ، و مكروه است شطرنج بازى با شرط از دو طرف يا يك طرف ، و همچنين مكروه

--> ( 1 ) - صحيح بخارى : 4 / 225 ، صحيح مسلم : 2 / 609 حديث 19 با اندكى تفاوت .