محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 204

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

بجملهء مجموع بدن ، آب دهان مىاندازد بر كسى كه تبرَّك مىجويد به او ، ومعانقه مىكند با پسران سادهء ؛ با طراوت وجمالشان ، وبساهست كه دعوى كنند بعضى از ايشان از دانستن علم غيب و اظهار كرامت - آن قدر كه ادعاى آن را نكند هيچ پيغمبرى - با كمال جهلش به آنچه واجب است بر او از احكام شرع وادب ، هجوم مىآرند بر او مردمان ، و گوش مىدارند به گفتگوهاى او احمقان ، وگاه هست كه براى تعظيم او را سجده كنند كه گويا او را خدا ومعبود خود دانند ، دستهاى او را بوسند و بر پاهاى او اوفتند ، تا بردارند بار گناهان خود را روز قيامت ، و قدرى از گناهان كسانى كه گمراهشان مىكنند ، وعلمى ومعرفتى ندارند ، آگاه باشيد ! كه بد بارى است آن بارى كه آنها مىكشند . و ظاهر آن است كه اعتقاد احمقان به خوبى درويشان واثبات كشف وكرامت از براى ايشان ناشى باشد از تلبيس واغواى شيطان ، وتوهّم آنكه ايشان دولت مىدهند ومىستانند ، يا آنكه علوم غريبه وكيميا مىدانند ، بعلاوه آنكه بسيارى از ايشان نظربه عدم اعتنابه شرع مرتكب سحر وجادو ، وامور محرّمه - كه موجب مهر ومحبّت وجلب قلوب شود - مىگردند ، از قبيل قرصى كه مىسازند مركّب از نبات و منى و گياه سرنگون و غير آن ، ومىخورانند آن را به خران واحمقان ، چنان كه از كتاب « كله سر » ، و « اسرار