محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 177
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
محتاج نباشم ، اگر چنين كنى من مطيع تو مىشوم و به جانب تو مىآيم ، و مردم را به مذهب تو دعوت مىنمايم ، چون حلّاج اين جواب را شنيد دانست كه در آن مراسله خطا كرده است ، ديگر جواب نگفت وساكت شد ، و اين قصّه را ابو سهل در مجالس نقل مىكرد و مردم مىخنديدند و موجب رسوائى او شد « 1 » . بعد از اين حديث قصّهء بيرون كردن على بن بابويه او را از قم نقل فرموده است كه : بر او لعنت كرد واو را از قم به خوارى ومذلّت اخراج نمود « 2 » . وبعدازآن در ضمن قصّهء شلمغانىكه يك كذّاب ديگر است نقل كرده است كه : ما در أبى جعفر شلمغانى روزى بر روى پاى امّ كلثوم دختر محمّد بن عثمان عمرى - كه از نوّاب حضرت صاحب الامر عليه السلام بود - افتاد ومىبوسيد ، پرسيد كه چرا چنين مىكنى ؟ گفت : چرا چنين نكنم كه تو فاطمهء زهرائى كه روح پيغمبر به بدن پدر تو منتقل شده بود ، و روح على بر بدن ابو القاسم حسين بن روح منتقل شده است ، و روح فاطمه به بدن تو ، امّكلثوم اين سخن را انكار بسيار كرد ، به نزد حسين بن روح - كه از سفراء عظيم
--> ( 1 ) - غيبت شيخ طوسى : 402 . ( 2 ) - غيبت شيخ طوسى : 402 .