محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
مقدمه 5
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
كافى دانستند ، و با همهء مظاهر اخلاق به ستيز برخاسته و در قالب دين وطريقت به جواز دروغگوئى ورقص ، وموسيقى ، وامردبازى و . . . - به بهانهء اينكه بشر در اعمال خود مجبور است - قائل شدند ودسترسى به مقام نبوّت وپيامبرى وامامت را براى همگان ممكن دانسته ، وبالاخره ولايت امر را به مرشدان واقطاب تفويض نمودهاند . اينها وده ها نمونهء ديگر كه ذكر همهء آنها موجب خارج شدن از رسم مقدمهنگارى است روشنگر تمامى اين بدعتها وانحرافات است ، و به حق بايد گفت كه : اين دو عالم بزرگوار ، و دو فقيه عاليمقدار برادروار همانند والد ارجمندشان صاحب كتاب شريف ( خيراتيه ) وظيفهء خود را كه همان صيانت ونگهبانى از دين ، پاسدارى مؤمنين از سقوط در وادى انحطاط وانحراف است به خوبى ايفا نموده ، و به هنگام بروز فتنه علم ودانش خود را ابراز نمودند ، و از تحمّل مشقّتها در اين راه نهراسيدند ، وفرمودهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه وآله را جامهء عمل پوشاندند كه « اذا ظهرت البدع فى امّتى فليظهر العالم علمه والّا فعليه لعنة اللّه « 1 » » وارزش عالم را كه در بيان رسول اكرم صلى اللَّه عليه وآله از هزار عابد بالاتر
--> ( 1 ) - بحار : 2 / 71 . هرگاه در امّت من بدعتها ظاهر گردد ، بر عالم است كهدانشش را اظهار نمايد ، وگر نه لعنت خدا بر او باد .