محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

مقدمه 3

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

طالبانش مشكل نبوده ، و زبان دشمنان وكيد وحيلهء ايشان كارگر نمىافتد ، ولى عمدهء مصيبت در اين است كه مكّاران بخشى از حق را با باطل به هم آميخته راه را براى استيلاى شيطانى خود ، وانحراف انسانها از جادّهء سعادت بدين طريق فراهم مىآورند ، اينجاست كه بايد گفت ره‌يافتگان وسعادتمندان كسانىاند كه « سبقت لهم من اللّه الحسنى » « 1 » . روشن است كه : سابقهء اين حيله‌گرى نه تنها به صدر اسلام ودوران زندگى امير المؤمنين عليه السلام بر مىگردد كه تحريف و دست اندازى به توراة وانجيل نيز شاهد صادقى بر اين ادعا است ، و از آنجا كه اسلام به دليل كمال واشتمالش بر تمامى موجبات خوشبختى بشر خاتم همهء اديان الهى است بالطبع دشمنان ومخالفان بيشترى نيز در طول چهارده قرن به خود ديده كه از شگردها وشيوه‌هاى گوناگون براى انحراف در مسير هدايت بندگان خدا استفاده جُسته‌اند ، وموفّق‌ترين آن همان امتزاج واختلاط خرافه‌ها واباطيل و دست ساخته‌هاى بشرى با وحى الهى است ، كه اين حقيقت را امير المؤمنين عليه السلام به زيباترين شكل ادا فرمودند ، و با تأمّل ودقّت در فرمايش مولا عليه السلام ، نيازى به تطويل در اين زمينه نمى باشد .

--> ( 1 ) - نساء : 102 .