أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

747

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

پرستش برى و مستغنى است ، امّا از مالك شرّ مىترسيم و او را از راه چاپلوسى پرستش مىكنيم تا او را از ايذاء و ضرر رسانيدن بازداريم ، و لباس مردم دشت از پوست جانوران شكارى بود كه گوشت آن را مىخوردند و پوست آن را لباس مىكردند ، و شرب ايشان آب شيرين ، و كشتكارى آنها گندم ، و خانه‌هاى ايشان از چوب و نى بود . القصّه : مردم صحرايى و دشتى چنانچه بودند حالا نيز هستند ، و اصل و نسل ايشان معلوم نيست ، امّا همين‌قدر معلوم است كه مردمان « مكسكو » و « پيرو » گفته‌اند كه : اجداد ما از مشرق آمده بودند ، و در اخلاق و اطوار ساكنان « مكسكو » و « پيرو » از ملكهاى ديگر امرقه نيكوتر بودند . دانايان اين زمان قياس مىكنند كه : چنانچه اين زمين فراخ و مملكت وسيع كه اكنون پيدا شده است و آن در فهم و دانست حكماى سلف و دانايان پيشين نبود ، همچنين احتمال مىدارد كه به طرف جنوب كرهء ارض ؛ زمين بسيار بود كه ما را از آن خبرى نيست ، و هر كسى كه شكل كره أرضى را نظر كند اين معنى بر او مبرهن خواهد شد ، و ديگر دليل بر بودن زمين به طرف جنوب آن است كه هر سال جزاير نو در بحر جنوبى يافته مىشود ، و در آن جزاير آبادى است و مردمان موجوداند ، و مىگويند كه اجداد ما از جنوب و مغرب آمده‌اند ، و در صورت و شكل اين مردم به غايت سياه و كريه المنظراند ، و اطوار ايشان از اطوار و رسوم ديگر مردمان اين طرف جداست ، و لكن اخلاق و رفتار ايشان به خوبى مىباشد ، و عاقلان را نظر بر اخلاق است نه بر منظر و حسن و قبح ، رسوم موقوف بر عادت است . و بالجملة : پنجسال مىشود كه فرنگيان يك جزيرهء ديگر به طرف