أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

740

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

فرنگيان « پرتگيز » ملك « برازل » را پيدا كردند و متصرّف گشتند ، و آن ملك در طول يكهزار و دوصد و پنجاه كروه ، و در عرض سه‌صد و پنجاه كروه است ، و سرحدّ آن در طرف شمال و مشرق سمندر ، و به سمت مغرب ملك « لبلانه » و به‌طرف جنوب درياى « امازن » است ، و ملك مذكور بسيار آباد است ، و مردمان « پرتگيز » با ساكنان اصلى آنجا موافقت كلّى كرده اوقات به خوبى مىگذرانند ، چه با يكديگر نسبت دخترى و پسرى نموده ، نكاح و شادى مىكنند ، اما رياست و سلطنت آنجا به‌دست « پرتگيز » نيست ، و معدن الماس در آنجا هست ، و پادشاه « پرتگيز » را كه « پرتكال » نيزش گويند « 1 » ؛ هر سال از آن فائدهء جزيل مىرسد ، اهل « پرتگيز » در سنهء يك هزار و پانصد و چهل و نه ( 1549 ) عيسوى از فرنگ در آن ملك رسيدند ، و با پادشاه آنجا رزمها كردند ، و « 2 » آخر الامر لا علاج « پرتگيز » با ايشان صلح كرد ، از آن وقت تا اكنون كه زياده از دوصد سال مىشود فى ما بين بناى مصالحه قايم است ، و هر دو فرقه در آن ملك وسيع با عيش و عشرت تمام به‌سر مىبرند . ذكر امرقهء شمالى و بلاد آن « 3 » و انگريزان در سنهء يكهزار و پانصد و هفتاد و سه ( 1573 ) عيسوى با فوجى شايسته و چند جهاز برجسته به سمت « امرقه » روانه شدند و به ملكى رسيدند كه از « مكسكو » و غيره بسيار مايل به شمال واقع است ، لهذا آن را

--> ( 1 ) خوانند : « ب » . ( 2 ) و : در « ب ، د » نيامده است . ( 3 ) عنوان : در « ب » نيامده است .