أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

733

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

و در حاق وسط شهر عمارت پادشاه در غايت متانت و آراستگى تعمير يافته و ستونهاى آن همه از سنگ يشم گوناگون پرداخته ، و گنبدهاى و منارهاى آن كاخ و سرا ملمّع به طلا و نقشهاى رنگارنگ و تصاوير عجيبه و غريبه زينت يافته بود . و پادشاه آن ملك پادشاهى بود در غايت حشمت و شوكت و صدهزار سپاه ، در هروقت به پاسدارى و حراست او قيام داشتندى ، و هنگام سوارى بر تخت مرصع سوار مىشد ، و اميران عالىقدر آن تخت را بر دوش خود مىكشيدند و فخر خود مىدانستند ، و به علو همّت و سخاوت و عدالت و انصاف شهرت داشت ، و گوى شجاعت از پادشاهان عصر خود « 1 » ربوده و اكثر ملكهاى اطراف را از دور و نزديك تسخير كرده ، خلايق در ظلّ آن پادشاه به آسودگى و رفاهيت تمام مىگذرانيدند . و اسلحهء افواج آن ملك تير و كمان بود ، و پيكان تير از سنگ چقماق و يا از استخوان ماهى يعنى خار ماهى كه در تير تعبيه مىكردند ، و ديگر نيزهء خرد مثل : مضراب از نى و چوب كه سر آن را باريك مىكردند ، و هنگام رزم آن را بر مخالف مىانداختند ، و از آهن چون شمشير و ديگر اسلحه ساختن نمىدانستند ، و از باروت و سرب و توپ و تفنگ مطلق « 2 » خبرى نداشتند ، و اسب در آن ملك هرگز نبوده ، و گاهى به نظر نيامده ، و آن قوم نديده . « فرماندو كارنر » با فوج قليل در توابع مكسكو رسيدند ، اوّل چند كس از باشندگان آنجا به تواضع و خلق پيش آمدند و اسباب ضرورى از مأكول

--> ( 1 ) خويش : « الف ، ب » . ( 2 ) مطلقا : « ب » .