أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

697

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

به واسطهء ثقه [ اى ] شنيدم كه يكى از هوشمندان انگريزيه مىگفته است كه : اگر سلطنت ايران از جانب پادشاه عالميان بر احدى مفوّض گرديد ، البته در وى لياقت پادشاهى و فرمانفرمائى كلّ زمين است ، اگر خود نكند از قصور همّت اوست . فصل 9 : پادشاه بلانديز « 1 » كه مشهور به ولنديز است و از آن جمله پادشاه بلانديز است كه مشهور به ولنديز است ، طول ملك آن هفتاد و پنج كروه ، و عرض پنجاه كروه است ، و دار الرياست آن « استردام » « 2 » است ، و آن شهرى است بسيار آباد و در محلات آن نهرهاى يخينه « 3 » جارى است ، و آنها را آن‌قدر عميق ساخته‌اند كه جهازات در آنها درآيند و بر دروازهاى سوداگران آن شهر رسند ، و چون اسباب و احمال « 4 » را از آنها بر مىگيرند به جائى كه براى ايستادن مقرّر است ، مىروند ، و به هردو طرف آنها درختان كلان از ميوهء سايه‌دار نشو و نما دارند ، و در آن عمارات عاليه بسيار

--> ( 1 ) بلانديز - هلاند « Holand » كشورى سلطنتى واقع در شمال غربى اروپا ، در كنار درياى شمال . . . ( فرهنگ معين ) ( 2 ) استردام - آمستردام ( Amestedam ) پايتخت و يكى از شهرهاى بزرگ هلند . ( فرهنگ معين ) ، در تمام نسخ « استرادم » آمده ، شايد در آن تاريخ مردم هند بدين گونه تلفّظ مىكردند . ( 3 ) نهرهاى يخينه : به علت آنكه نيمى از سال يخ بسته بودند ، آنها را يخينه مىناميدند . ( 4 ) احمال : بارها « جمع حمل » .