أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
689
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )
ملك همّت گماشت ، و دار السلطنهاى در غايت عظمت و وسعت بنا نهاد و به اسم خود موسوم كرد ، و بناى سلطنت را مانند ايران به زور و رعب و قهر و غلبه گذاشت ، و در آداب لشكركشى طريقهء انگريزان را اختيار نمود ، و در اين اوقات ملك او در رونق و وفور نعمت و كثرت حكما و كاردانان ؛ سرآمد تمام ممالك فرنگ است ، و شوكت ايشان در هيچيك از فرق نصارى نيست ، و سلاطين ديگر فرنگ از استقلال و عظمت ايشان در پيچوتاب ، و پيوسته از خوف در لجّهء اضطرابند ، اگر سلاطين ديگر مانع ايشان نباشند ، تا حال تمام ملك روم را به تصرف خود درآورده سلطان روم را از ميان برداشته بودند . شنيدهام كه انگريزان مىگويند كه : در حرب خشكى ده از ما مقابل يك نفر از فرانكسيس است ، و ده از فرانكسيس مقابل يك نفر از روس است . و سپاه مدامى آن ملك دوصد هزار سوار و پياده است ، و در هنگام حرب آنقدر جمع مىتواند نمود كه از حوصلهء حساب افزون است ، و چند مدت ملك تاتار « 1 » و قلماق « 2 » ،
--> ( 1 ) تاتار « Tatar » تتر : يكى از قبايل مغول ، مسكن ايشان از شمال به شط ارقون و نهر ( سلنگا ) و مملكت قوم قرقيز ، از مشرق به مملكت ختا ( چين شمالى ) از مغرب به مملكت قوم اويغور ، از جنوب به تبت محدود بود . تاتارها از وحشىترين قبائل زردپوست آسياى شمالى محسوب مىشدند ، و پس از تسلّط چنگيز خان بر ايشان نام ( تاتار ) بر همهء طوائف زردپوستى كه تحت حكم چنگيز درآمدهاند اطلاق شد . ( فرهنگ معين ) ( 2 ) قلماق - قلموق : « Kalmug » ، قبيلهاى از اويرات ، از مغولان مغولستان غربى كه در جنوب سيبريه ، و گروهى از آنان بين رودهاى ( دن ) ، و ( ولگا ) سكوت دارند ، و نام ديگر ايشان « Eleuths » است . ( فرهنگ معين )