أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

669

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

به اجزاى ارضىاند و به دريا ريزند « 1 » و آن اجزا به مرور دهور در قعر دريا مجتمع شوند و به تدريج بالا آيند تا بر روى آب رسند ، و اراضى و جبال را مانند اشجار نامى مىدانند . پس به انقضاى شهور و اعوام به قدر استعداد نموّ كنند ، و بلند و وسيع شوند ، و به ترتيب آباء علوى و امّهات سفلى بر آن اشجار و گياه به عمل آيند ، و اگر اشعّهء فيض بر يكى بيشتر پرتو اندازد كان جواهر يا طلا يا فلزّ ديگر در آن بوجود آيد ، و هرگاه دوتا از مواليد به‌هم رسند لا محاله سيّمى آنها كه حيوان است نيز بوجود آيد ، چنان كه هيچيك از جزاير خالى از حيوانات نيست ، بعضى قابل تربيت و تعلّم آدابند و بعضى نيستند ، اوّلى را از قسم آدمى ، و دويّم را از قسم ميمون دانند . و گويند كه : چون متعدد شدند به اقتضاى طبيعت توالد و تناسل كنند ، و حكايت ابو البشر آدم را انكار كنند و عالم را قديم دانند ، و شنيده‌ام كه از سى سال تقريبا قبل از اين تا به حال به قدر پانصد جزيرهء تازه پيدا كرده‌اند ، همه معمور و اهالى آنها به اندك التفاتى تربيت شده‌اند ، و پيشتر لامذهب بوده‌اند و همه را به دين عيسوى درآورده‌اند . مجملى از احوال ملك چين « 2 » و از اعظم جزاير عالم مملكت چين است و به آن وسعت ديگر جزيره‌اى نيست ، تمام آن به قدر خمس ربع شمالى است ، و كثرت خلايق در آن به حدّى

--> ( 1 ) بريزند : « ب » . ( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .