محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

48

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

نموده‌اند . و از اكاذيب مولوى - مانند دروغ شيخ سعدى در اعتراف حضرت امير به خطا چنان كه گذشت - اين است كه در « مثنوى » گفته : گفت پيغمبر على را كاى على * شير حق وپهلوانى پر دلى ليك بر شيرى مكن هم اعتميد * اندر آ ور سايهء نخل اميد تو درآ در سايهء آن عاقلى * كس نداند برد از ره غافلى چون گرفتى پيرهين تسليم شو * همچو موسى زير حكم خضر رو چون گزيدى پير نازك دل مباش * سست ورزيده چه آب و گل مباش « 1 » و بعد از اين ابيات حكايت پهلوان قزوينى بىجرأت وشجاعت را نقل نموده ، و در هيچ حديثى نرسيده كه حضرت رسول حضرت امير را امر به اطاعت كسى نموده ، يا كسى را بر او امير فرموده باشد . و اين افترا مانند افترائى است كه مذكور شد از حكايت حضرت امير به ابن ملجم ، ووعدهء شفاعت به او دادن ، وبغض او را در دل نداشتن ، و كشتن را از ابن ملجم ندانستن « 2 » ، بلكه از خدا دانستن ، زيراكه همهء آنها كذب وافتراست ، زيراكه ابن ملجم اشقى الاخرين بوده وقابل شفاعت نبوده ، چنان كه شيخ عطّار گفته در مصيبت نامه : اشتر حق گشته اشقى الأولين * شير حق را كشته أشقى الآخرين « 3 » وشقى دشمن خداست ، وبغض أعداء اللَّه از اركان دين ، و فعل بنده را

--> ( 1 ) مثنوى : 1 / 81 و 82 ( 2 ) خيراتيه : 2 / 26 ، مثنوى : 5 / 41 و 42 ( 3 ) تحفة الاخيار : 342 نقل از مصيبت‌نامه عطّار