محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

35

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

به عمل مىآورد ، و عذر مىآورد كه اگر خدا نمىخواست نمىشد ، وهرگاه فقيرى در نظر او مقصّر آمده باشد يا كوتاهى در خدمت او كرده باشد او را نسبت به خدا نمىدهد ، و از او انتقام شديد مىكشد . بعد از تأمّل در اين معنى معلوم مىشود كه چون تجاوز از تقصير ونگرفتن مال و امثال آن مخالف خواهش اوست يك مرتبه احتمال نمىدهد كه اين شخص تقصير ندارد ، و آنچه كرده خدا بر دست او جارى كرده ، و آنچه موافق خواهش و غضب اوست به عمل مىآورد در كمال جدّ واهتمام ، ومىگويد كه اين به رضاى خداست . و چون ابطال شبههء جبر محتاج است به متوجّه شدن به سخنان دقيقى وگفتگوهاى مشكلى كه اكثر مردم از ادراك آن عاجزند ، ما در اينجا اكتفا مىكنيم به قدرى كه مطلب واضح شود و حاجت به آنها نباشد ، و آن اين است كه : اثبات مطلب و رفع شبهه يا به اقامهء دليل است بر اصل مدّعى و رفع شبهه ، كه آن را حل مىگويند ، يا به اقامهء دليل بر نقيض مدّعى ومطلب صاحب شبهه ، كه آن را معارضه مىگويند . و چون بحمداللَّه عدل وحكمت ومنزّه بودن خداى تعالى از لغو وعبث وظلم و فعل قبيح ثابت است ، پس هرچه دلالت كند بر آلودگى خدا به اينها باطل بود ، اما اينكه خدا عادل است ومنزّه است از قبيح ، پس به جهت آنكه هر عاقلى كه تأمّل كند در اينكه شخصى توانائى صاحب قوتى ، مثل آقاى غلامى مثلا هرگاه كاردى در دست غلام خود بگذارد ، و دست غلام خود را بگيرد تا كارد را بزند و ديگرى را بكشد ، به نحوى كه غلام نتواند دست خود را از دست آقا خلاص نمايد ، و اين قتل با كارد و دست غلام به قوّت ومباشرت آقا عمل