محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

29

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

نيكو مثلى شنو مكن روى ترش * ثَبِّت العرش اوّلًا ثمّ انقش وشبسترى گفته : هرآن كس راكه مذهب غير جبر است * نبى فرمود كو مانند گبر است « 1 » و از بسيارى از اشعار ملّاى روم در مثنوى نيز عيان است ، از آن جمله حكايت ابن ملجم است در آخر سفر اول ، در اول داستان كه ابن ملجم ملعون مىگويد كه : اميرالمؤمنين عليه السلام به او مىگفت : هيچ بغضى نيست در جانم ز تو * زانكه اين را من نمىدانم ز تو آلت حقّى تو ؛ فاعل دست حق * چون زنم بر آلت حق طعن ودق و در آخر داستان مىگويد كه آن حضرت فرمود به او : ليك بىغم شو شفيع تو منم * خواجهء روحم نه مملوك تنم « 2 » و در جاى ديگر گفته : ديده‌اى بايد سبب سوراخ كن * تا حُجُب را بركند از بيخ وبن تا مسبّب بيند اندر لا مكان * هرزه بيند جهد و اسباب دكان از مسبّب مىرسد هر خير وشرّ * نيست اسباب ووسائط اى پدر جز خيال معتقد بر شاهراه * تا بماند دور ؛ غفلت چندگاه « 3 » و از اين باب اشعار بسيار است كه حاجت به اشعار نيست ، اگر بگوئى

--> ( 1 ) شرح گلشن راز : 749 ( 2 ) مثنوى : 1 / 105 - 107 ( 3 ) مثنوى : 5 / 41 و 42