محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
مقدمه 40
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
نداشتند ، آنها از طرف معصومعلى مأموريت يافتند كه در شهرها بگردند و با خواندن تصنيف وسرود و اشعار شورانگيز معركه به پا كنند . بدينگونه مردم بسيارى به معصومعلى سرسپردند و كار به جائى رسيد كه عوام كالانعام دسته دسته از كار وكسب و زندگى دست كشيده و از انجام امور دينى وتكاليف مذهبى سرباز زده به دنبال صوفيان افتادند و با معركهگيرى در محلهها وكوچهها آرامش شهرها و مملكت را به هم زده عليه علماء ومراجع ومجتهدين - كه يگانه مانع اعمال آنها بودند - تظاهرات نمودند وسرانجام منجر به فتنه و فساد وكشتار جمعى از آنها گرديد . معصومعلى و جماعت او را از شيراز بيرون راندند ، چون در منزل مورچه خورت اصفهان گوش آنها را بريدند به تهران وكرمان وخراسان رفتند ، در خراسان مرحوم ميرزا مهدى خراسانى جلو معركهء آنها را گرفت و دستور داد گيسوان نور على شاه را - كه چون زلف مجعّد زنان طنّاز به اطراف روى زيبايش سايه افكنده بود - بريدند و با رسوائى آنها را از مشهد بيرون كردند ، معصومعلى به همراه عدّهاى از مريدانش از آنجا به طرف هرات رفت تا از آنجا به كابل وهندوستان برود ولى پادشاه افغانستان آنها را به ايران برگردانيد واجازهء ورود به آنها نداد . معصومعلى دوباره به كرمان برگشت و چون اين دفعه معركه را در مسجد برپا نمودند ، مرحوم ملّا عبداللَّه عالم بزرگ كرمان دستور داد آنها را از مسجد بيرون كردند . و در آن گير و دار مشتاقعلى شاهِ تار زن به قتل رسيد ، صوفيان عزادار شدند ورونقعلى شاه در رثاى او گفت : زاولياء حق يكى فرزانهاى * از مى اسرار حق مستانهاى