محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
مقدمه 37
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
كه آنها از قول به حلول واتحاد و فساد اعمال ، پاك وپيراسته بودهاند 1 و هيچ يك از تذكره نويسان همچو ادعائى نكردهاند . صوفيه در عصر آقا محمّد على آنچه تاكنون گفتيم راجع به مطلق « تصوّف » و « صوفيگرى » بود . اكنون بايد ديد اوضاع صوفيه در ايران در عصر آقا محمّد على چگونه بوده است كه آن مرحوم ناگزير به مداخله شد و آنها را تا سرحد مرگ تعقيب كرد . از آن جائى كه صفويان به كمك قزلباشان وصوفيان به قدرت رسيده بودند ، صوفيان خود را در حكومت آنها ذىحق مىدانستند وطالب قدرت بيشترى بودند ، و از طرفى هم علما وفقهاى شيعه به دلايل سياسى واعتقادى در دستگاه آنها از موقعيت خاصى برخوردار بودند ، و با بدست آوردن مقام دينى و سياسى مهم شيخ الاسلامى توانسته بودند جبههء فقاهت را در برابر تصوّف دقيقاً تحكيم بخشيده ؛ وعنوان رسمى به خود بگيرند ، بدين جهت يك تضاد در داخل حاكميت جديد به وجود آمده بود ؛ از يك طرف صوفيان بودند كه شاه را مرشد كل تلقى مىكرده وتقاضاى انجام مراسم ويژه خويش را داشتند ، از طرف ديگر فقها و علماء بودند كه علاوه بر داشتن زمينه اجتماعى و شرعى در فقه ؛ از سوى سلاطين صفوى نيز تقويت مىشدند ، اين تضاد وروياروئى فقيهان وصفويان در دورهء صفوى از ابتداء تا آخر همچنان ادامه داشت ، وتمايل هر يك از پادشاهان به يكى از آنها ؛ آن جبهه را در مقابل جبهه ديگر تقويت مىكرد .
--> ( 1 ) تعليقات رجاليه : 47 - 48 .