محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
مقدمه 30
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
سخن در اين است كه : آيا صوفيان از اين منبع عظيم استفاده كردهاند ؟ آيا تصوّف همان عرفان برخاستهء از اسلام است ؟ گمان نمىكنم از ديدگاه كسى كه مختصر اطلاعى از اسلام وتصوّف دارد ؛ پاسخ اين سؤالات مثبت باشد ، و آنچه مسلم است اين است كه : راه تصوّف راهى است التقاطى كه قسمت عمدهء آن از منابع خارجى گرفته شده است و اگر كسى تصوّف وصوفيگرى را همان عرفان برخاسته از اسلام معرّفى كند بالاترين خيانت را به اسلام وعرفان واقعى كرده است . به اين معنى : صوفيگرى با عرفان وپرورش عرفانى تفاوت دارد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وائمهء اطهار واصحاب با فضيلت آنها وبرخى ازعالمان دينى ؛ عارف بودند پرورش عرفانى داشتند ولى صوفى ودرويش وقلندر نبودند . جاى بسى تأسّف است بعضى از دانشمندان عارف مسلك شيعه عوض اينكه عرفان را از خود اسلام ومكتب اهل بيت اخذ كنند ، و بر آن اصول وضوابط بنا نهند ونوسالكان راه طريقت را ؛ دليل ومرشد وراهنماى مطمئنى باشند خود به تصوّف وعرفان التقاطى جذب شدهاند ودرصدد تطبيق تصوّف با مبانى دين اسلام واثبات عينيت آن دو برآمدهاند . البته ؛ ممكن است بعضى از علماى عارف مسلك سنى به خود چنين اجازهاى بدهند كه در سير وسلوك راه تصوّف وعرفان التقاطى را بپيمايند ، زيرا آنان از اسلام ناب ومكتب اهل بيت دور افتادهاند و چون به حقيقت نرسيدهاند ؛ ره افسانه زدهاند ، و چون مذهب رسمى اهل سنت نتوانسته غرائز آنها را اشباع كند بناچار به عرفان التقاطى وتخديرى پناه بردهاند ، و اين خود يكى از عوامل مهم پيشرفت تصوّف در ميان مسلمانان سنى وعدم پيشرفت تصوّف در شيعه مذهب مىباشد .