محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

مقدمه 13

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

علماى ملّت كه عبارت از : قضات ومجتهدين است هميشه مرجع رعاياى بىدست و پا وحامى فقرا وضعفاى بىچاره‌اند ، اعاظم اين طايفه بحدّى محترمند كه از سلاطين كمتر بيم دارند ، و هر وقت واقعه‌اى مخالف شريعت وعدالت حادث شود خلق رجوع به ايشان كنند و احكام ايشان عادتاً جارى است تا وقتى كه وضع مملكت اقتضاى استعمال آلات حرب كند 1 . و در جاى ديگر مىنويسد : حكومت مجتهدين در محكمه‌هاى شرع بسيار است ، قضات همواره صورت مسائل را به ايشان عرضه دارند ، و فتواى مجتهد مردود نخواهد شد ، پادشاه را ياراى آن نيست كه رد احكام ايشان كند ، وبسيار است كه مصلحت سلطنت در اين دانند كه فيصلهء امور را به مجتهدين مرجوع دارند ، و در وقتى كه هيچكس را جرأت آن نيست كه به جهت شفاعت مجرمى به پادشاه نزديك شود ، پادشاه را جرأت آن نيست كه توسط مجتهدى رد كند ! اين طبقه بخشيده ومعاف داشته‌اند . وقتى كه مؤلّف در ايران بود چهار نفر از اين طبقه بودند : آقا محمّد على كرمانشاهى ، ميرزا ابوالقاسم قمى ، حاجى مير محمّد حسين اصفهانى ( خاتون آبادى ) وحاج سيد حسين قزوينى . آقا احمد در « مرآت الاحوال » مىنويسد : آن جناب جمع فرموده بود ميان دو صفت متضادّ : حسن صحبت وبشاشت ، و رعب و هيبت ، در منادمه به حدّى بود كه با طفلى همكلام مىشد ، و در رعب چنان بود كه حكّام سنگدل هميشه از ايشان خوف وبيم داشتند ، و به اين سبب در عهدش رعايا و

--> ( 1 ) تاريخ ايران : 2 / 150 .