محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

مقدمه 8

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

مهاجرت به ايران آقا احمد در « مرآت الاحوال » از دقايق و خصوصيات زندگى پدر علامه‌اش و ساير بزرگان اين خاندان اطلاعات ذيقيمتى در اختيار ما قرار مىدهد كه به راستى اگر آن كتاب گرانقدر در دست نبود ، بسيارى از نكات تاريخى مربوط به اين خاندان بزرگ امروز پوشيده مىماند ، وى دربارهء مهاجرت پدر بزرگوارش به ايران مىنويسد : در تاريخى كه طاعون عظيمى در كربلاى معلّى ونجف اشرف و آن حدود روى داد به شهر كاظمين مشرّف شد ، در آنجا حسب‌الحكم والد نامدارش استقامت فرمود ، و چون امتداد به هم رسانيد وطاعون به بغداد نيز رسيد وشديد شد به حدّى كه بعضى در تاريخش « الطاعون العظيم » گفتند ، والد ماجدش حكم به رفتن به سمت ايران فرمود ، آن بزرگوار را دل برداشتن از فيض زيارات عتبات مشكل بود ودرخواست رخصت بر توقّف مىنمود ، آخرالامر به او خطى نوشتند كه در يك سطر آن نوشته بود كه « برو ، برو » و در سطر ديگر « اگر نروى عاقى عاق » . مرحوم آقا احمد در ادامه سخنانش مىگويد : از اتّفاقات غريبه آنكه اين فقير همين خط شريف را بعد از آنكه مدّت چهل سال از آن زمان گذشته بود ، در سفر اول كه به عتبات عاليات مشرف شدم در كربلاى معلّى در كوچه‌اى كه از صحن مقدس به دولت‌خانه آن مرحوم مىروند ، يافتم و تا مدتى همراه داشتم و در اين اوقات مفقود شد . القصّه ؛ چون اين حكم رسيد لابد به سمت ايران تشريف بردند و در