السيد ابو القاسم النقيبي
92
اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني
دريا بي باقي گر زفانى گذرى * دارى همه چيز اگر ندارى همه چيز « 1 » * * * از آن ز صحبت ياران كشيده دامانم * كه صحبت دگرى مىكشد گريبانم * * * بهوش باش كه حرف نگفتنى نجهد * نه هر سخن كه بهخاطر رسد توان گفتن يكى زبان ودو گوشست أهل معنى را * اشارتى بيكى گفتن ودو بشنفتن سخن چو سود ندارد نگفتنش اوليست * كه بهتر است ز بيدارى عبث خفتن * * * ذرّهى درد بآن مايهى درمان بردن * به زكاة حسنات است بميزان بردن ايستادن نفسي نزد مسيحا نفسي * به ز صد سال نماز است بپايان بردن يك طواف سر كوى ولىّ حقّ كردن * به ز صد حج قبول است بديوان بردن تا توانى ز كسى بار گرانى برهان * به ز صد ناقهى حمرا است بقربان بردن
--> ( 1 ) - اين دو بيتي را در اشعار أو نيافتم .