الفيض الكاشاني

321

الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )

فهرس الأشعار آب مبدّل شد در اين جو چند بار 137 آتشى گر نامدست اين دود چيست 250 آدمي ديد است وباقي پوست است 153 آسمان بار امانت نتوانست كشيد 96 آفتاب سپهر امر منم 163 آفرينش اگر كلان ور خورد 163 آنان كه به عشق اين وآن ساخته‌اند 113 آنچه أول شد پديد از جيب غيب 216 آنچه پيش تو غير از آن ره نيست 46 آنچه مىگويم به قدر فهم توست 284 آن را كه به خود وجود نبود 114 آن شاه سر افراز كه اندر شب معراج 236 آن شير دلاور كه براي طمع نفس 237 آن قلعه گشايى كه كه در از قلعه خيبر 237 آن كرد سر افراز كه اندر ره اسلام 237 آن كس است أهل بشارت كه أشارت داند 65 آن كس كه ز شهر آشنايى است 285 آن كه هست وبود وباشد برتر از ادراك ماست 86 آن مثل ياد كن كه صاحب هش 136 آن معنى قرآن كه خدا در همه قرآن 237 آن مگو چون در أشارت نايدت 45 آن يكى جودش گدا آرد پديد 80 ابروى تو گر راست بود كج باشد 118