الفيض الكاشاني
150
الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )
متفاوتند ؛ زيرا كه ايشان مظاهر أعيان ثابتهاند وأعيان ثابته صور شؤونات ذاتية وشؤونات در اطلاق وكليّت وجمعيّت ومقابلات آنها مختلف . بعضي از آن قبيلند كه در كمال اطلاقند كه در مراتب تعيّنات فوق آن تعيّنى ديگر نيست ، چون تعيّن أول كه فوق آن لا تعيّن است . وبعضي در كمال تقيّد ، چون تعيّنات شخصيّهء جزئيّه . وبعضي ميان اين دو مرتبه ، چون ساير حقايق . وهمچنين بعضي در كمال جمعيّتند كه هيچ شأني از شؤون از حيطهء آن خارج نيست . وبعضي از آن قبيل است كه مشتمل بر بعضي از شؤون است ، چون حقايق متفرقهء عالم كه غير انسان كامل است . وفضيلت كمال جمعيّت از خصايص كمّل افراد انساني است ، چون أنبيا وأوليا . وايشان نيز در اين فضيلت متفاوتند ؛ زيرا كه اگر چه همه در مظهريّت همه اسما متساوىاند ، امّا بعضي از آن قبيلند كه احكام وآثار بعضي اسما در ايشان ظاهرتر وغالبتر است وباقي اسما در تحت آن مغلوب ومندرج ، چون غير نبىّ ما از أنبيا . وبعضي از آن قبيل كه ظهور اسما وصفات در ايشان بر سبيل اعتدال است بي غالبيّت ومغلوبيّت ، چون نبي ما صلى الله عليه وآله . بهر نظريت ما جلوه مىكند ليكن * كس را اين كرشمه نبيند كه من مىنگرم « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ » « 1 » . [ 53 ] كلمة : فيها إشارة إلى أنّ المقتضي لظهور الحقّ في المظاهر إنّما هو الأسماء الإلهيّة ، وأنّ مظهر اسم اللَّه هو الإنسان الكامل أهل معرفت گويند : حضرت حقّ سبحانه وتعالى به ذات خود مستغنى است از عالم وعالميان ، امّا اسماى نامتناهى الهى مقتضى آن است كه هر يك را مظهرى باشد تا اثر آن اسم در آن مظهر به ظهور رسد ومسمّا كه ذات است تعالى شأنه در آن مظهر بر نظر موحّد
--> ( 1 ) - البقرة : 253 .